كوفه و شام رفت و در مجلس عبيد الله بن زياد و يزيد بن معاويه و در هرموضع و موقع ديگر كه ضرورى مىنموده ، زبان به سخن گشوده و خصم غالب را مغلوب فصاحت و بلاغت خود ساخته است .
امام ( ع ) پس از سپرى شدن دوران اسارت كه گويا يك سال مدت گرفته بود ، به مدينه بازگشت و بيش از سى سال ، در عين زهد و پرهيز و عبادت ، بر مسند ارشاد و امامت جاى داشت .
القاب آن حضرت ، چون زين العابدين و سيد الساجدين و قدوة الزاهدين و سيد المتقين و امام المؤمنين و الامين و السّجاد و الزكىّ و زين الصالحين و منار القانتين و العدل 2 ، حاكى از علوّ مقام او در تقوى و عبادت است . از جملهء القاب آن امام يكى هم ذو الثفنات است ، از آن جهت كه پيشانى و كف دستها و سر زانوهاى او از كثرت سجده به درگاه ذو الجلال پينه بسته بود و لقب ديگر او البكّاء است يعنى بسيار گريان ، و اين گريه همه از خوف خدا بوده است .
دربارهء على بن الحسين ( ع ) و مقام و منزلت والاى او سخن بسيار گفتهاند و صحيفهء مباركهء سجاديه و آنهمه مواعظ و حكم كه در مطاوى آن دعاها و مناجاتها آمده بهترين گواه بر جلالت قدر و علوّ مقام و رفعت منزلت او در زهد و عبادت و علم و حكمت است ، ولى شايسته است كه رشتهء سخن را به ابو فراس فرزدق 3 بسپاريم ، در آن روز كه در مسجد الحرام در نزد هشام بن عبد الملك نشسته بود و امام به مسجد الحرام درآمد و به حجر الاسود نزديك شد تا بر آن دست كشد و مردم به احترام و ادب راهش گشاده داشتند و فرستادهء قيصر روم كه
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 10
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٠