تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
در كتاب الوزراى هلال بن محسّن آمده است كه ابو السّرىّ اصفهانى فرزند خواهر ابو بكر خياط اصفهانى مرا حكايت كرد كه ابو بكر خياط ديوانهاى شعر عرب را از بر مىكرد و كتاب سيبويه را نيك خوانده بود و در مسائل اخفش تعمق كرده بود . و گويد كه ابو الفضل بن عميد كتاب الطبايع ابو عثمان جاحظ را نزد او مىخواند . قضا را در يكى از آن روزها كفش از پاى در آورده بود و سگى خانگى كفش او را به جاى ديگر برده بود . ابو بكر براى طهارت برخاست . كفشهاى خود نيافت . ابو الفضل كفشهاى نفيسى را براى او حاضر آورد . بعضى بر او عيب گرفتند كه در حرمت داشتن او مبالغت كرده است . گفت : مرا به تعظيم و تكريم مردى ملامت مىكنند كه در كتاب الطبايع كه نزد او مىخواندم به هر بيت كه مىرسيد ديوان گوينده را مىشناخت و همه قصيده را از آغاز تا انجام مىخواند . آيا مردى كه چنين وسعتى در حافظهء او باشد مستحق آن اندك احترام نيست ؟ ابو الفضل بن عميد گويد : ابو بكر خياط ديدگان مرا به نقد شعر گشود . براى من چيزهايى گفت كه نمىدانستم . روزى در دفتر برگزيده‌هاى او مىنگريستم در آن قطعه‌هاى بسيار بود از شعرهايى ناپسند . من از اينكه چنان شعرهايى را برگزيده در شگفت شدم . گفت : اينها هم اشعارى است كه در معانى آنها كسى جز آن شاعران شعرى نگفته . من از آن روى آنها را برگزيدم كه در آن باب همتايى نداشتند . .

689 - عبيد الله بن محمد بن على بن شاهمردان [ 1 ]

ابو محمد ، از حال او چيزى نمىدانم جز آنكه كتابى در لغت از او يافتم در يك مجلد كه آن را حدائق الآداب ناميده بود . .

690 - عبيد بن سريّة [ 2 ]

او را ابن ساريه و ابن شريّهء جرهمى هم نوشته‌اند . ابن عساكر در تاريخ دمشق ذكر او آورده است و گويد كه او نزد معاويه رفت . بعضى گويند كه او نزد معاويه نرفت بلكه با
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 2 : 129 . [ 2 ] تاريخ ابن عساكر ( المصوره 11 : 17 ) ، مختصر ابن منظور 16 : 36 ، الفهرست ابن نديم : 102 ، المعمرون و الوصايا : 50 - 53 در مروج الذهب نيز اخبارى از او نقل شده .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 691 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى