683 - عبيد الله بن عبد الرحيم اصفهانى [ 1 ]
ابو القاسم ، از ادبا و فضلاى اصفهان . او را آثارى است از آن جمله كتاب اخبار ابى الطيّب و كتابى در تدارك و رفع اشتباهات و نواقص كتاب ابن جنى به نام الواضح كه كتابى كوچك است . بيش از اين از حال او نمىدانيم جز اينكه در سال 401 زنده بوده . .
684 - عبيد الله بن محمد بن ابى بردهء قصرى [ 2 ]
كنيهاش ابو محمد بود . او را قصرى مىگفتند زيرا اصلش از قصر الزيت بصره بود . وى قاضى فارس بود و نحوى لغتشناس و معتزلى . ابو الفتح منصور بن مقدّر ذكر او آورده است . وى از سيبويه در برابر ابو العباس مبرّد كه كتاب الغلط را بر ردّ او نوشته بود دفاع مىكرد و نيز سؤالهايى را كه شيخ ابو عبد الله بصرى در باب اعجاز قرآن از او كرده پاسخ داده است . .
685 - عبيد الله بن محمد بن ابى محمد يزيدى [ 3 ]
ابو القاسم ، معروف به ابن يزيدى . خطيب ذكر او آورده و گفته است كه در سال 284 وفات كرده . از محمد بن منصور طوسى و عبد الرحمن اخى الاصمعى سماع كرد و از عم خود ابراهيم بن يحيى ، و برادرش احمد بن محمد و از جد خود ، ابو محمد يزيدى روايت كرد . پسر برادرش محمد بن عباس و احمد بن عثمان آدمى از او حديث نقل كردهاند و او از ثقات بود . عبيد الله از عمش ابراهيم روايت كند كه گفت : پدرم مرا گفت كه من با ابو عمرو بن العلاء در مجلس ابراهيم بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على ( ع ) بودم . او حال يكى از اصحابش را پرسيد كه چندى بود كه او را نديده بود . به يكى از حاضران گفت برود و از حال او بپرسد . او برگشت و گفت : تركته يريد ان يموت . حاضران خنديدند و گفتند كه آيا در دنيا كسى هست كه مرگش به ارادهاش باشد ؟ عبد الله بن حسن گفت : اين يريد به معنى يكاد است يعنى او را ترك كردم و او نزديك است كه بميرد . و خداى تعالى در باب ديوارى كه نزديك است كه خراب شود مىفرمايد : جدارا يريد ان ينقضّ ( الكهف : 77 ) اين يريد به معنى يكاد است يعنى ديوارى كه نزديك بود كه خراب شود .
هامش
[ 1 ] الوافى ( الضائع : 114 ، رقم 26 ) .
[ 2 ] بغية الوعاة 2 : 127 .
[ 3 ] تاريخ بغداد 10 : 338 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 492 ، انباه الرواة 2 : 153 .