تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
المفصح فى القوافى ، كتاب الامد فى علوم القرآن كه نمىدانم آن را به پايان برده است يا نه . زيرا در كتاب الموضّح فى العروض مىگويد : ما كتاب الامد را در علوم قرآن آغاز كرديم . در ميان مطالب مفيدى كه از ابو القاسم مغربى نقل شده بود يكى آن بود كه وى كتابى در تفسير قرآن نوشته ولى آن را تمام نكرده . ابن جرو در تفسيربسم الله الرحمن الرحيم يك‌صد و بيست وجه آورده . وفات او پيش از سال 400 بوده است . گويند كه عضد الدوله ديلمى از ابو على فارسى براى نماز امامى طلبيد و گفت : بايد آن را كه مىگزينى علاوه بر علم قرائت به ادب عربى هم آگاه باشد . گفت : كسى كه اين هر دو در او جمع باشد جز ابن جرو يعنى ابو القاسم عبيد الله بن جرو اسدى نمىشناسم . عضد الدوله گفت : او را نزد ما بفرست . ابن جرو آمد و نماز پادشاه را امامت كرد . روز ديگر ابو على فارسى نزد عضد الدوله رفت و پرسيد كه ابن جرو را چگونه يافته است . عضد الدوله گفت : همان گونه است كه گفتى ولى حرف راء را چون اغلب مردم بغداد غين تلفظ مىكند . ابو على فارسى چون ابن جرو را ديد سخن عضد الدوله به او رسانيد . ابن جرو گفت : جز آن نمىتوانم كه اين عادت من در تلفظ است و تغيير آن ممكن نيست . ابو على گفت : قدرى از بريدهء نوك قلم را زير زبانت بگذار تا زبانت بالاتر قرار گيرد و راء را از مخرج خود ادا كند و او چنين كرد و حرف را نيكو ادا نمود . به راستى اگر و اصل بن عطاء غزّال اين گونه معالجت را مىدانست ديگر مجبور نبود به گونه‌اى سخن گويد كه حرف راء در كلام او نباشد و نيز گويند كه ابو اسحاق زجّاج همچنين بود . اين‌گونه كسان را كه حرف راء را غين تلفظ مىكنند رأراء گويند . .

688 - عبيد الله ابو بكر خياط اصفهانى [ 1 ]

حمزه ذكر او آورده است و گويد كه در علم نحو و روايت شعر يگانهء زمان خود بود . در خردى كتاب سيبويه را به خوبى فرا گرفت ، سپس كتاب مسائل اخفش را و آنگاه كتاب حدود فرّاء را . او در علم اخبار و ايام و ساير آداب بر سرآمدان اين فنون تفوق داشت . او را دو كتاب است در نحو يكى مفصل و يكى مختصر كه همانندشان كس تصنيف نكرده است . پس از مرگش در رثاى او قصايد گفتند .
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 2 : 130 .