تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
متولى امر بريد و خبر شد در نواحى جبل . وى نديم معتضد و از خواص او بود و روايتگر اخبار و آداب ؛ ولى در آثار خود سخنان عجيب گفته چنان كه چون چيزى از او نقل كنند گويند ابن خردادبه چنين آورده اگر دروغ باشد دروغش بر عهدهء خودش . ابو الفرج اصفهانى هنگامى كه چيزى از او نقل مىكند نظر خود را دربارهء او چنين بيان مىكند : وى پيش از آنكه مطلب را به خوبى تصحيح كند آن را در كتاب خود نقل مىنمود . ابن خردادبه گويد كه پدرم مرا گفت : منجمان به خسرو پرويز گفتند كه تو كشته خواهى شد . خسرو گفت كسى را كه مرا بكشد خواهم كشت . پس فرمان داد براى او زهر آوردند آن را به چند دارو بياميخت و بر آن نوشت : دارويى مجرّب براى تقويت جماع بايد فلان و فلان مقدار از آن بخورند . پس آن را در خزانهء داروها نهاد . چون پسرش شيرويه او را كشت به جستجو به خزانه رفت . دارو را بيافت و گفت : بدين دارو خود را براى مجامعت با شيرين نيرو بخشم . از آن بخورد و بمرد . از اوست [ 1 ] :
فى مثل وجهك يحسن الشعر * و يكون فيه لذى الهوى عذر تتزيّن الدنيا بطلعته * و يكون بدرا حين لا بدر
از تصانيف اوست : كتاب ادب السماع ، كتاب جمهرة انساب الفرس و النواقل ، كتاب المسالك و الممالك ، كتاب الطبيخ ، كتاب اللهو و الملاهى ، كتاب الشراب ، كتاب الانوار و كتاب الندام و الجلساء . .

682 - عبيد الله بن احمد بن محمد [ 2 ]

ابو الفتح نحوى ، معروف به جخجخ ( به جيم ، سپس خاء ، سپس جيم و سپس خاء ) . از بغوى و ابن دريد سماع كرد . ثقه بود و كتابتى صحيح داشت . از آثار اوست . مجالسة العلماء و العزله و الانفراد و اخبار جحظه و جز آن . ولادتش در سال 286 بود و وفاتش در سال 358 .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : در وصف چهره‌اى چون چهرهء تو نيكوست شعر سرودن كه چهرهء تو خود عذر خواه عاشق است . دنيا به طلعت او زينت گرفت . چهرهء او ماه تمام است وقتى كه ماه بر آسمان نيست . [ 2 ] بغية الوعاة 2 : 126 ، انباه الرواة 2 : 152 ، نزهة الالباء : 210 .