تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
نشاند . او نيز اموالى به ميانشان بذل كند كار به پايان خواهد رسيد . عاضد چنين كرد . مردم و صلاح الدين كه جامهء سبز پوشيده بود بر جنازه حاضر شدند . صلاح الدين خزائن شيركوه را به ميان رجال بذل كرد و در حق مردم نيكى كرد و بر مسند عزت جاى گرفت و بست و گشاد كارها به دست قاضى فاضل سپرد . شنيدم كه قاضى فاضل به گرد آوردن كتب مشهور پرداخت و هفتاد هزار جلد در فنون علم و ادب گردآورد . قاضى فاضل جوانى زيبا روى و ظريف بود . در جنگى كه ميان شيركوه و شاور در گرفت اسبش رم كرد و بگريخت . او به پشت بر قربوس زين افتاد و پشتش مجروح شد . چون به قاهره بازگشت به معالجه پرداخت . ولى جراحت او ورم كرده بود و پر از چرك و ريم شده بود . روزى كه در نزد شيركوه نشسته بود و مىنوشت ريش او سر باز كرد و خون و ريم از آن جارى شد . شيركوه گفت : او را بيرون برند . و دلش به حال او سوخت و به معالجه‌اش فرمان داد ولى يكى از مهره‌هاى كمرش فاسد و پيكر او خميده گرديد . .

675 - عبد العزيز بن ابراهيم بن بيان [ 1 ]

ابو الحسين معروف به ابن حاجب النعمان . پدرش حاجب النعمان ابو عبد الله كاتب بود و عبد العزيز ابو الحسين در فضل و علم و معرفت كتابت در دواوين ، در زمان خود ، سر آمد همگان بود . در ايام معز الدوله ديوان السواد بر عهدهء او بود . در روز جمعه هفت روز باقى مانده از ماه رمضان سال 351 در گذشت . محسّن تنوخى گويد : در ماه رمضان سال 351 مجلسى ديدم چونان يكى از مجالس برامكه كه هرگز مانند آن نديده بودم . اين مجلس در سراى وزير ابو محمد حسن مهلبى بود . عبد العزيز بن ابراهيم معروف به ابن حاجب النعمان از پنجره به درون سراى ابو محمد حسن مهلبى ، كه بر ساحل دجله بود ، فرو افتاد و هشت روز بعد وفات كرد . ابو محمد در مرگ او بىتابيها كرد . روزى بامدادان به سراى او رفت ولى فرزندانش شب هنگام او را به خاك سپرده بودند . او فرزندانش را با عباراتى شيرين و فصيح تسليت گفت . ابن نديم گويد : كتابخانه‌اى بهتر از كتابخانهء او نديده‌ام . همهء كتاب العين در آنجا بود و
هامش
[ 1 ] ابن النديم : 149 ، تاريخ بغداد 10 : 456 ، نشوار المحاضره 1 : 69 ، المنتظم 7 : 9 ، الوافى 18 : 465 .