خواست ولى او نپذيرفت . وى قاضىاى با وقار و در دادن حكم استوار بود و در اقامهء عدل و حق و راندن باطل و جور سخت كوشا . آمر به معروف بود و ناهى از منكر . او را كتابهايى است در تأييد سنّت و رد بر اهل اهوا و بدعتها . از جملهء آنهاست : احكام القرآن ، و كتاب الناسخ و المنسوخ ، و مجموعهء رسايل و اشعار .
منذر بن سعيد مردى ديندار بود و در اين راه از ملامت كس باك نداشت . بسا ناصر را روى در روى موعظه مىكرد . ناصر به ساختن بناها و برآوردن عمارات سخت مولع بود و قصر الزاهرة را در نهايت زيبايى بنا كرد . چون به اينگونه كارها سرگرم بود سه جمعه به نماز حاضر نشد . منذر بن سعيد ، روزى كه ناصر به نماز آمده بود خطبهاى در نهايت شدّت و حدّت بيان داشت ، چنان كه مردم به گريه شدند . ناصر مىدانست كه مقصود اوست ، چون خطبه به پايان آمد فرزند خود حكم را گفت كه روى سخن سعيد بن منذر با من بود مرا سرزنش مىكرد . اكنون سوگند مىخورم كه ديگر نماز جمعه را به او اقتدا نكنم . پس از آن در الزاهرة به نماز حاضر نمىشد بلكه در قرطبه به احمد بن مطرف اقتدا مىكرد .
منذر بن سعيد در عين صلابت شوخ طبع بود . روزى به مجلس ابو جعفر نحّاس وارد شد ، ابو جعفر شعر مجنون عامرى را املا مىكرد و بانت و بان را باتت و بات خوانده بود ، منذر بر او ايراد كرد و ابو جعفر ساكت شد . منذر گويد كه نزد او آمده بودم كه كتاب خليل بن احمد را عاريت گيرم كه مرا وعده داده بود . ابو جعفر كتاب را به من نداد و مرا به ابو العباس بن ولّاد حوالت كرد . ابو العباس اديبى جوانمرد بود ، كتاب را به من داد . چون ابو جعفر بشنيد از كرده پشيمان شد . منذر بن سعيد در سال 355 در گذشت . .
1163 - منصور بن اسماعيل بن عمر [ 1 ]
ابو الحسن تميمى مصرى ضرير ( نابينا ) ، در فقه سمت پيشوايى داشت . اديب بود و شاعرى توانا . از هر علمى بهرهاى داشت . اصل او از رأس العين بود كه به الجزيره مشهور
هامش
[ 1 ] معجم الشعراء : 280 ، الفهرست : 265 ، طبقات العمادى : 64 ، طبقات الشيرازى : 107 ، المنتظم 6 : 152 ، ابن خلكان 5 : 289 ، مرآة الجنان 2 : 248 ، سير الذهبى 14 : 238 ، نكت الهميان : 297 ، طبقات السبكى 3 : 478 ، المغرب ( قسم الفسطاط ) : 262 ، طبقات الاسنوى 1 : 299 ، البداية و النهاية 11 : 130 ، الشذرات 2 : 249 ، حسن المحاضره 1 : 400 ، طبقات ابن هداية الله : 42 .