تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1151

مساهمون:

ص١١٥١
است . او را قصيده‌اى است در مدح ملك عادل نور الدين ، هنگامى كه جوسلين را اسير كرد و بر بلاد او در شمال حلب به سال 545 مستولى گرديد . .

1129 - محمد بن نصر الله بن مكارم بن حسين بن عنين [ 1 ]

دمشقى و انصارى . اصلش از كوفه بود از خطه‌اى معروف به مسجد بنى النجار . در روز دوشنبهء نهم شعبان سال 549 در دمشق متولد شد . وى از افاضل عصر بود . لغوى و اديب بود و شاعرى توانا . در دمشق از حافظ ابو القاسم بن عساكر و ديگران علم آموخت . كتاب الجمهرهء ابن دريد را از بر كرد . و در شعر و حلّ لغزها استادى يافت . به عراق و جزيره و خراسان و آذربايجان و خوارزم سفر كرد و به هند داخل شد و به يمن در آمد و از آنجا به حجاز شد . سپس به مصر رفت و به دمشق بازگرديد . به هجو مولع بود . او را در اين باب قصيده‌اى طولانى است به نام مقراض الاغراض . گويند نماز را مرتب نمىخواند و شراب مىنوشيد . ابو الفتح بن حاجب او را به زندقه متهم نمود . و خدا به صحت آن آگاه است . در خوارزم روزى در مجلس درس امام فخر الدين محمد بن عمر رازى ، معروف به ابن خطيب رى ، حاضر بود . هوا سرد بود و برف مىباريد . ناگاه كبوترى كه مرغى شكارى تعقيبش كرده بود نزد امام فخر بر زمين افتاد ، از بيم و از سرما برخاستن نتوانست . امام فخر آن را برگرفت و نوازش داد . ابن عنيين بداهتا سرود : [ 2 ]
يا ابن الكرام المطعمين اذا شتوا * فى يوم مسغبة و ثلج خاشف من نبّأ الورقاء انّ محلّكم * حرم و انّك ملجأ للخائف و فدت عليك و قد تدانى حتفها
هامش
[ 1 ] مرآة الزمان 8 : 696 ، قلائد الجمان لابن الشعار 6 : 199 ، تكملة المنذرى 3 : ( رقم 2454 ) ، ابن خلكان 5 : 14 ، الحوادث الجامعة 52 ، عبر الذهبى 5 : 122 ، سير الذهبى 22 : 363 ، مختصر ابن الدبيثى 1 : 151 ، الوافى 5 : 122 ، البداية و النهاية 13 : 137 ، لسان الميزان 4 : 405 ، النجوم الزاهرة 6 : 82 ، شذرات الذهب 5 : 140 ، البدر السافر ، الورقة 170 . [ 2 ] حاصل معنى : اى فرزند كريمان و بخشندگانى كه چون زمستان در رسد و در هنگام باريدن برف بينوايان را اطعام مىكردند . چه كسى كبوتر چاهى را خبر داد كه محل شما حرم است و شما پناهگاه ترسيدگان . به سوى تو آمد درحالىكه مرگش نزديك شده بود و تو او را زندگى دوباره بخشيدى . نزد سليمان زمان شكايت آورد درحالىكه مرگ از بالهاى آن مرغ شكارى نمودار بود .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1151 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى