مناذر صغرى را مىگويى يا مناذر كبرى را اينها دو كوره از كورههاى اهوازند ، من ابن مناذرم به ضم ميم بر وزن مفاعل از ناذر . .
1123 - محمد بن منصور بن جميل [ 1 ]
ابو عبد الله بن ابى العزّ كاتب ، نحوى و لغوى و اديب و از افاضل اين زمان . در كودكى به بغداد آمد و به خواندن علوم ادبى پرداخت . شاگرد مصدق بن شبيب نحوى بود ، تا در نحو و لغت براعت يافت . نيز فقه و فرايض و حساب خواند . شعر مىسرود و ناصر را مدح گفت . مدتى در ديوان تركات به كار پرداخت ، سر انجام معزول شد و در بندش كشيدند ، چون از بند برهيد در دستگاه عدّة الدين بن الناصر به كار پرداخت . وى مردى فاضل و خوشصورت و پاكيزه خوى بود . در ماه شعبان سال 616 در گذشت . .
1124 - محمد بن موسى بن عبد العزيز [ 2 ]
ابو بكر كندى مصرى و گويند ابو عمران بن صيرفى و معروف به ابن الجبّى و ملقب به سيبويه . در نحو و معانى و قرائت و غريب لغت و اعراب و احكام علوم حديث و روايت عالم بود . به سبب آگاهيش در نحو و غريب او را سيبويه لقب دادند . به اخبار مردم و نوادر و اشعار و فقه شافعى معرفتى تمام داشت . با ابن حدّاد فقيه شافعى مجالست داشت و نزد او فقه شافعى مىآموخت . از ابو عبد الرحمن نسائى و ابو جعفر طحاوى سماع حديث كرد . در زهد و احوال صالحان سخن مىگفت و اظهار اعتزال مىكرد . و در زهد و علم به جايى رسيد كه به دربار پادشاهان دعوت شد . در آخر سودا بر وجود او غلبه يافت و حواسش مختل گرديد . در صفر سال 358 در مصر در گذشت . تولدش در سال 284 بود . .
1125 - محمد بن موسى حدّادى بلخى [ 3 ]
اديب و شاعر . گويند از بلخ چهار تن بيرون آمدند كه در چهار علم سرآمد بودند .
ابو القاسم كعبى در علم كلام و ابو زيد بلخى در بلاغت و تأليف و سهل بن حسن در شعر
هامش
[ 1 ] تلخيص مجمع الآداب 4 / 1 : 544 ، الوافى 5 : 68 ، بغية الوعاة 1 : 250 .
[ 2 ] الوافى 5 : 90 ، المشتبه 92 ، بغية الوعاة 1 : 250 .
[ 3 ] شرح حالى از او در جايى نيافتم .