1055 - محمد بن سعد [ 1 ]
او را ابن سعيد رباحى ، به باء يك نقطه ، نيز گفتهاند . ابو عبد الله اعرج طليطلى خطيب و نحوى و لغوى . اصل آن از قلعهء رباح است از اعمال طليطله در اندلس . به مشرق رخت كشيد و در مصر از ابن الورد و ابن السّكن سماع حديث كرد و حديث گفت و فايدت رسانيد . ولادتش در سال 309 بود و در ربيع الآخر سال 384 درگذشت . .
1056 - محمد بن سعيد [ 2 ]
ابو جعفر بصير موصلى عروضى نحوى . ابو اسحاق زجّاج از او اعجاب مىكرد . روزى با ابو على فارسى نزد ابو بكر بن شقير بودند . به ابو على گفت : اكنون در چه نظر مىكنى ؟
گفت : در صرف . مسائلى بر مذهب بصريان و كوفيان پرسيد آن سان كه ابو على ملول شد و به خواب پناه برد و گفت : مىخواهم بخوابم . گفت : نه فرار كردى . گفت : آرى فرار كردم .
ابو جعفر مردى هوشمند و با ذكاوت بود .
در شعر مرتبتى عالى داشت . در استخراج معمّا و عروض سمت پيشوايى . روزى زجّاج ، كه از او مسائلى در عروض پرسيده بود ، گفت : اى ابو جعفر اگر خليل تو را ديده بود به وجود تو شادمان مىشد . عبد الله بن جعفر اسدى نحوى و غير او در نزد او درس خوانده بودند . .
1057 - محمد بن سعيد بن يحيى [ 3 ]
حافظ كبير و مورخ ، ابو عبد الله بن ابى المعالى دبيثى ( به ضم دال و فتح باء و ياء ساكن و ثاء سه نقطه ) ، سپس واسطى و شافعى . وى از عدول بود . در ماه رجب سال 558 متولد شد و در واسط به فراگرفتن فقه و عربيت پرداخت . در حدود سال 580 رهسپار بغداد شد . و از ابو شاتيل و قزّاز و ابو العلاء بن عقيل در بغداد و حجاز و موصل علم آموخت . تاريخ بزرگى براى واسط تأليف كرد و بر ذيل سمعانى ذيلى ديگر نوشت . به سال 637 درگذشت . او شيخ ما بود و از او فوايد فراوان حاصل كرديم . از او پرسيدند كه به كدام قبيله از قبايل عرب منسوب است ؟ گفت مردم مىگويند كه ما از فرزندان حجّاج بن يوسف هستيم ، ولى هيچكس از خاندان خود را نمىشناسم كه چنين اعتقادى داشته
هامش
[ 1 ] جذوة المقتبس : 54 ( بغية الملتمس ، رقم 129 ) .
[ 2 ] الوافى 3 : 104 و بغية الوعاة 1 : 114 .
[ 3 ] الوافى 3 : 102 ، ابن خلكان 4 : 394 ، طبقات ابن الجزرى 2 : 145 ، طبقات السبكى 8 : 61 ، سير الذهبى 23 : 68 ، عبر الذهبى 5 : 154 ، الشذرات 5 : 581 ، ابن الشعار 7 : 129 .