از آثار اوست : كتاب الخلفاء ، كه آن را اموى از او روايت كرده و كتاب السّير و المغازى و كتاب المبدأ ، كه آن را ابراهيم سعد و محمد بن نمير نفيلى از او روايت كردهاند . نفيلى در حرّان در سال 234 درگذشت ، كنيهاش ابو عبد الرّحمن بود . .
998 - محمد بن اسحاق ابو العنبس صيمرى [ 1 ]
خطيب در تاريخ خود گويد : محمد بن اسحاق بن ابراهيم بن ابى العنبس بن مغيرة بن ماهان .
ابو العنبس صيمرى شاعر و يكى از ادباى شيرين سخن ولى هجوگوى بود . اكثر شعراى معاصرش هم او را هجو كردهاند . به بغداد آمد و در سال 275 درگذشت . جنازهاش را به كوفه بردند و در آنجا به خاك سپردند . وى نديم متوكل بود . احمد بن مدبّر را هجو كرده است . از اوست : [ 2 ]
كم مريض قد عاش من بعد يأس * بعد موت الطبيب و العوّاد
قد يصاد القطا فينجو سليما * و يحلّ القضاء بالصيّاد
محمد بن اسحاق نديم در الفهرست ذكر او آورده است و گويد كه محمد بن اسحاق ابو العنبس صيمرى اهل فكاهت و مزاح بود . اصلش از كوفه بود . قضاى صيمره را بر عهده داشت . با وجود آنكه طبعش به هزل متمايل بود مردى شريف بود و آگاه از نجوم . او را در اين علم كتابى است كه منجمان آن را ستودهاند . متوكل او را در زمرهء نديمان خود درآورد و از خواص خود ساخت . وى را با بحترى ماجرايى است معروف ، در نزد متوكل . . . ايام معتمد را نيز درك كرد و در زمرهء نديمان او در آمد .
از آثار اوست : كتاب تأخير المعرفة و كتاب العاشق و المعشوق و كتاب الرّد على المنجمين و كتاب الطّبلبنب و كتاب كرزابلا و كتاب طوال اللّحى و كتاب الرّد على المتطبّبين و كتاب عنقاء مغرب و كتاب الرّاحة و منافع القيادة و كتاب فضائل
هامش
[ 1 ] الفهرست : 168 ، تاريخ بغداد 1 : 238 ، الاغانى 21 : 53 - 57 ، الوافى 2 : 191 ، الورقة : 5 ، معجم المرزبانى : 393 ، المنتظم 5 : 99 ، المحمدون : 131 ، النجوم الزاهرة 3 : 74 .
[ 2 ] حاصل معنى : چه بسا بيمارانى كه پس از نوميدى بعد از مرگ پزشك و عيادتكنندگان زنده ماندند . گاه كسى قطا ( مرغ سنگخواره ) را صيد مىكند و دست قضا صياد را فرو مىگيرد .