تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1010

مساهمون:

ص١٠١٠
او نمىخواندند بلكه او درس را املا مىكرد . .

963 - محمد بن احمد بن على بن ابراهيم [ 1 ]

وى نسب به مهلّب بن ابى صفره مىرسانيد . ابو يعقوب كنيه داشت . در مصر به سال 349 در ايام خلافت مطيع وفات كرد . زبيدى ذكر او آورده است . عالمى نحوى و لغوى بود . مؤلف گويد : شايد برادر ابو الحسن على بن احمد مهلّبى باشد و خدا داناتر است . .

964 - محمد بن احمد بن محمد بن احمد [ 2 ]

احمد فرزند ابراهيم طباطباست و او فرزند اسماعيل بن ابراهيم بن حسن بن حسن بن على ( ع ) است . محمد بن احمد شاعرى است مفلق و عالمى است محقق . در اصفهان زاده شد و در همان جا ، به سال 322 ، ديده بر جهان فرو بست . اعقاب او در اصفهان بسيارند ، در ميان آنهاست علما و ادبا و نقبا و مشاهير . از اوست : كتاب عيار الشعر ، كتاب تهذيب الطبع و كتاب العروض ، كه آن را همتايى نيامده است . و كتاب المدخل فى معرفة المعمّى من الشعر و كتاب تقريظ الدفاتر . ابن معتز شعر او خوانده بود و او را مىستود . مىگفت : در ميان فرزندان حسن ( ع ) كس همانند او نيست . گويند كه ابو الحسن محمد بن احمد هم شوق ديدار ابن معتز داشت ، مىخواست كه او را ببيند و شعرش را بشنود . و ديدار ابن معتز براى او ميسر نشد زيرا هرگز از اصفهان بيرون نرفت . اما ديدن شعر ابن معتز در اواخر عمرش براى او دست داد ، و آن داستانى شگفت دارد . او به سراى معمر در آمد ، براى معمر نسخه‌اى از ديوان ابن معتز را از بغداد آورده بودند . ابن طباطبا آن را به عاريت خواست ولى معمر از عاريه دادن آن اكراه داشت ولى اجازت داد كه در نزد او در كتاب بنگرد . وى كتاب را برگرفت و مدتى در آن نظر كرد ، سپس چون كسى كه بار سنگينى را بر دوش دارد ، خسته بيرون آمد . چون به خانه رسيد كاغذ و قلم خواست و بى آنكه با كس سخن گويد به نوشتن پرداخت . پنج ورق را سياه
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 1 : 34 ، انباه الرواة 3 : 57 ، تاريخ بغداد 1 : 320 ، نزهة الالباء : 199 . [ 2 ] الفهرست : 151 ، معجم المرزبانى 427 ، يتيمة الدهر 3 : 136 ، المحمدون : 9 : 10 ، وفيات الاعيان 1 : 130 ، الوافى 2 : 79 ، معاهد التنصيص 2 : 29 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1010 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى