تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 990

مساهمون:

ص٩٩٠
در نظاميه تدريس مىكرد و به جانب غربى به خانهء خود برمىگشت . مقبول خاص و عام بود . به خدمت امير ابو نصر محمد و ابو الحسن على ، پسران مولانا الناصر لدين الله امير المؤمنين ( خلد الله سلطانه ) براى تعليم خط به آنان در آمد . و از ابن الحصين قاضى بيمارستان و شيخ او ابن الحاج و ديگران حديث آموخت . روزى براى اداى نماز عصر به رباط جديد مىرفت . در آنجا امامت مىكرد . سرفه‌اى عارض او شد ، پىدرپى سرفه مىكرد و بر زمين افتاد . او را به خانه‌اش بردند . در همان وقت ديده بر جهان فروبست . خلقى كثير بر جنازه‌اش نماز خواندند و در تربت جهت سلجوقيه ، كه مجاور رباط بود ، به خاكش سپردند . در اين زمان سالش به هشتاد و دوسالگى رسيده بود . .

934 - مبارك بن مبارك بن سعيد [ 1 ]

ابو بكر بن دهّان ضرير نحوى . معروف به وجيه ، از مردم واسط . در كودكى با پدرش به بغداد آمد و تا زمان مرگش ، در شانزدهم شعبان سال 612 ، در آنجا زيست و در ورديّه به خاك سپرده شد . تولدش در سال 502 بود . او شيخ من است كه از او درس آموخته‌ام و قرآن فرا گرفته‌ام . در واسط نزد ابو سعيد نصر بن محمد بن سلم مؤدب و جز او علم آموخته . در بغداد ابن خشّاب را ديد و از او اخذ دانش كرد . و با الكمال ابو البركات عبد الرحمن بن محمد انبارى نحوى دوستى نزديك داشت و نزد او درس خواند . و او مشهورترين شيوخ اوست . تصانيفش را از او سماع كرد و از طاهر بن محمد مقدسى سماع حديث كرد . و در نظاميه چند سال به تدريس نحو پرداخت . جماعت كثيرى از او دانش آموختند ، از آن جمله بود حسن بن باقلاوى حلّى و الموفق عبد اللطيف بن يوسف بغدادى و المنتجب سالم بن ابى الصقر عروضى و جز ايشان . ابن دهّان از شاگردان خود بهره‌اى نبرد . نزد او علم مىآموختند و به او انتساب نمىجستند . يكى از عيبهايش آن بود كه چون به درس مىنشست بيشتر وقت خود را صرف اخبار و حكايات و خواندن اشعار
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 3 : 254 ، مرآة الزمان : 573 ، قلائد الجمان لابن الشعار 3 : 22 ، تكملة المنذرى ( رقم 1421 ) ، ذيل الروضتين : 90 ، ابن خلكان 4 : 152 ، سير الذهبى 22 : 86 ، عبر الذهبى 5 : 43 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، نكت الهميان : 233 ، طبقات السبكى 5 : 148 ، البداية و النهاية 13 : 69 ، طبقات ابن الجزرى 2 : 41 ، النجوم الزاهرة 6 : 214 ، بغية الوعاة 2 : 273 ، الشذرات 5 : 53 .