قصّر بالعلم و ازرى به * من قام فى الدّرس لاصحابه
شيخ ابو محمد گويد : حرمت علم پسنديدهتر از حرمت طالب علم است و اگر علم را عزت دارند بيشتر سبب جذب متعلم مىشود و به هر چه در طلب علم سختى و مرارت افزون باشد طعم علم در دهان شيرينتر آيد . .
933 - مبارك بن مبارك بن مبارك [ 1 ]
ابو طالب كرخى بن ابى البركات ، فقيه شافعى ، يار و مصاحب ابو الحسن بن الخلّ . در هشتم ذوالقعدهء سال 585 در گذشت . من زمان او را در بغداد درك كردم . ولى به سبب خردساليم او را نديدم و نيز در آن ايام به كار ديگرى اشتغال داشتم .
وى مردى فاضل و زاهد و عابد و پرهيزگار بود و يكتاى زمانش ، در حسن خط بر شيوهء على بن هلال بن بوّاب . شنيدم كه مىگفتند : كسى در قلم ثلث تا آن زمان همتاى او نبوده و بسا پس از او هم نخواهد آمد حتى بهتر و زيباتر از ابن بوّاب مىنوشت . ولى بخيل بود و نمىخواست كه خط او به دست ديگرى افتد . هرگاه ورقهاى چند نزد او گردمىآمد ، طشت آبى مىطلبيد و آنها را در آب مىشست و چون از او فتوا مىخواستند قلم خود مىشكست و مىكوشيد خط خود تغيير دهد و پاسخ نويسد . او يكى از شهود عادل بود .
نزد ابو الحسن بن خلّ فقه آموخت و مدتى ملازم او بود تا براعت يافت و در مذاهب فقهى و مسائل خلاف استاد شد . در نزد قاضىالقضات ابو القاسم زينبى در نهم جمادى الآخره سال 530 شهادت داد و همچنان در اين شغل مىبود تا مدتى مديد . پيش از مرگش خود را از شهادت به كنارى كشيد . او طيلسان را رها نكرد و در مدرسهء كمال الدين ابو الفتوح حمزة بن على بن طلحهء رازى ، در باب العامه ، بعد از وفات شيخ خود ابو الحسن بن خل ، مدرس آنجا ، به تدريس پرداخت . سپس در مدرسهء نظاميه تدريس كرد . در نهم صفر سال 581 درس دادن آغاز نهاد . تدريس در رباط جديد را نيز بدان افزود . اين رباط مجاور اخلاطيّه ، در نزد مشهد عون و معين ، در جانب غربى بود . وى به آنجا نقل مكان كرد و در خانهاى در همسايگى رباط سكونت گزيد . هر روز به جانب شرقى مىرفت و
هامش
[ 1 ] تكملة المنذرى ( رقم : 89 ) ، سير الذهبى 21 : 224 ، عبر الذهبى 4 : 257 ، مختصر ابن الدبيثى 3 : 177 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، طبقات السبكى 7 : 275 ، طبقات الاسنوى 2 : 353 ، البداية و النهاية 12 : 334 ، النجوم الزاهرة 6 : 110 ، الشذرات 4 : 284 ، اشارة التعيين : 282 .