گفت : تنها سه تن : متنبّى در مديحهسرايى و ابن دريد در انشاء خطبه و ابن حريرى در تأليف مقامه . گفتم : اگر دست به قلم برى به يقين چون حريرى خواهى نوشت و بازار او كاسد خواهى ساخت . گفت : فرزندم بازگشت به حق بهتر از ماندن در باطل است . سه بار چنين هوسى در من پديد آمد ولى هر چه نوشته بودم در آب شستم . گويا خداوند مرا آفريده كه فقط ستايشگر حريرى باشم . وى مقامات را شرح كرده بود و براى من بخشى از آن را برخواند .
ابن حريرى را تصنيفاتى است چون : كتاب المقامات ، كتاب درّة الغوّاص فى اوهام الخواصّ ، كتاب ملحة الاعراب ، و مجموعهء رسايل او و كتاب شعر او .
آوردهاند كه شنيد يكى از يارانش به نام ابو زيد مطهر بن سلّام بصرى در بزم شراب نشسته ، شراب خورده و مست شده است . اين ابيات را در حال بسرود و براى او فرستاد : [ 1 ]
ابا زيد اعلم انّ من شرب الطّلا * تدنّس فافهم سرّ قولى المهذّب
و من قبل سمّيت المطهّر و الفتى * يصدّق بالافعال تسمية الاب
فلا تحسها كيما تكون مطهّرا * و الا فغيّر ذلك الاسم و اشرب
چون بيتها بخواند ، پاى برهنه نزد او دويد . قرآنى در دست داشت . بدان سوگند خورد كه ازاينپس لب به شراب نزند . شيخ گفت : و در مجلس شراب هم ننشينى .
از نامههاى او نامهاى است كه به سديد الدوله محمد بن عبد الكريم انبارى نوشته و ديگر نامهاى است كه در آن التزام حرف سين كرده در نظم و نثر آن و نامهاى است كه به ابو طلحة بن نعمان شاعر نوشته و در آن التزام حرف شين نموده است . و ديگر نامهاى است به ابو الفتح هبة الله بن فضل بن صاعد كه از مريدان و شاگردان او بود و از او خواسته بود تا براى نوآموزان كتابى در نحو بنويسد و نامهاى كه نزد ابو اسماعيل طغرايى فرستاده
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اى ابو زيد بدان كسى كه شراب مىنوشد آلوده شود پس سخن دور از آلودگى مرا درياب . تو را پيش از اين مطهر گفتهاند و جوانمرد با افعال خود نامى را كه پدر بر او نهاده است تصديق مىكند . شراب مياشام تا مطهر باشى و گر نه نامت را تغيير ده و شراب بنوش .