كفايت است .
چون ابو عبيد به مكه آمد و حج بگزارد ، مصمم شد كه بامداد روز ديگر به سوى عراق در حركت آيد . ابو عبيد گويد : آن شب پيامبر ( ص ) را در خواب ديدم كه بر فراش خود نشسته بود و قومى چون حاجبان درگاه ايستاده بودند . مردم نزد او مىرفتند و بر او سلام مىكردند و مصافحه مىنمودند . من نيز نزديك شدم كه داخل شوم ، مرا منع كردند ، پرسيدم چرا نمىگذاريد من به ديدار رسول الله ( ص ) روم ؟ گفتند به خدا چنين است . حق ندارد كسى كه فردا مىخواهد به عراق رود نزد او شود و بر او سلام كند . گفتم :
نخواهم رفت . آنها از من پيمان گرفتند و را هم را گشودند من نيز داخل شدم و سلام كردم و مصافحه نمودم . صبح كه بيدار شدم عقدى را كه با مكارى بسته بودم فسخ كردم .
ابو عبيد در مكه مجاور شد تا در آنجا وفات كرد و او را در خانههاى جعفر دفن كردند .
عبد الله بن طاهر مىگفت كه علماى اسلام چهار تن هستند : عبد الله بن عباس در عصر خود و شعبى در عصر خود و قاسم معن در عصر خود و ابو عبيد قاسم بن سلّام در عصر خود .
عباس بن خيّاط گويد كه من همراه ابو عبيد به سراى اسحاق موصلى رفتم . ابو عبيد گفت : علم او در حديث و فقه و شعر چه بسيار است درحالىكه به علوم ديگر هم توجه دارد .
گفتم : او به خلاف تو سخن مىگويد . پرسيد : چه مىگويد . گفتم مىگويد : در المصنّف بيست و اند كلمه را غلط نوشتهاى . گفت : المصنف ده هزار كلمه است و اين مقدار بس اندك است . اكنون با او مناظره مىكنم و از اين كلمات نيز دفاع مىكنم . و او همواره از اسحاق به نيكى ياد مىكرد . زبيدى گويد من شمردم كلمات آن كتاب هفده هزار و نهصد و هفتاد كلمه بود .
محمد بن اسحاق نديم گويد از تصانيف ابو عبيد است : كتاب غريب المصنّف ، كتاب غريب الحديث ، كتاب غريب القرآن ، كتاب معانى القرآن ، كتاب الشعراء ، كتاب المقصور و الممدود ، كتاب القراءات ، كتاب المذكر و المؤنث ، كتاب الاموال ، كتاب النسب ، كتاب الاحداث ، كتاب الامثال السائره ، كتاب عدد آى القرآن ، كتاب ادب القاضى ، كتاب الناسخ و المنسوخ ، كتاب الايمان و النّذور ، كتاب الحيض ، كتاب فضائل القرآن ، كتاب الحجر و التفليس ، كتاب الطهارة و كتابهاى ديگرى در فقه .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 961
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٩٦١