و او را به سبب عهدهدار شدنش مقام طغرا را ، در سال 509 تهنيت گفته است . .
909 - قاسم بن فيرة بن ابو القاسم [ 1 ]
ابو محمد رعينى شاطبى ، مقرى فاضل در نحو و قرائت و علم تفسير . او را در حديثى از رسول الله ( ص ) قصيدهاى است در 500 بيت كه در كتاب التمهيد ابن عبد البر آمده است .
شعرش دشوار و ديرياب است . و نيز او را قصيدهاى است كه در آن المقنع ابى عمرو دانى را در خط مصحف به نظم آورده . وى نيك مردى راست گفتار بود . از او كرامات صالحان بروز مىكرد ، مانند اينكه به هنگام زوال بدون اينكه اذانگو اذان بگويد او صداى اذان مىشنيد و آن صدا را جز بندگان صالح خداوند نمىشنيدند . گاه اصحاب خود را به سبب كارهايى كه در نهان كرده بودند ملامت مىكرد . تولدش در سال 538 بود . در روز يك شنبه ، بعد از نماز عصر بيست و هشتم جمادى الآخر سال 590 وفات كرد و در مقبرهء بيسانى در ساريهء مصر به خاك سپرده شد . پيش از مرگش نابينا گرديد . او قرائت را از شيخ و امام ابو الحسن على بن هذيل و ابو عبد الله محمد بن ابو العاص نفزى آموخت .
شيخ امام علم الدين ابو الحسن على بن محمد سخاوى ، شاگرد او و شارح قصيدهاش ، دين و ورع و صلاح او را ستوده است و گويد : روزى در جامع مصر او را گفتم مىگويند كه بدون مؤذن هنگام اذان آن را مىشنوى ؟ گفت : بسيار بسيار آن را به هنگام زوال شنيدهام .
روزى گفت : ميان من و شيطان گفتگويى در گرفت . گفت : فلان كار را كردهاى به زودى هلاكت مىكنم . گفتم : به خدا سوگند از تو نمىترسم .
و مرا گفت كه روزى در راهى مىرفتم . بر ستور خود سوار بودم . ناگاه دو تن در جلو من نمودار شدند . يكى از ايشان مرا دشنامهاى زشت داد . من به استعاذه روى آوردم و او به همان حال كه بود بماند . ديگرى گفت : رهايش كن . در اين حال همراه من رسيد . به چپ و راست رفت تا مگر آنها را بيابد ولى كسى را نيافت .
او ، كه خدايش بيامرزاد ، گاه اصحابش را به كارهايى كه كرده بودند و جز خداى از
هامش
[ 1 ] الشاطبى ( در تكمله ابن الابار و تكملهء المنذرى ) رقم 237 ، ذيل الروضتين : 7 ، ابن خلكان 4 : 71 ، عبر الذهبى 4 : 273 ، سير الذهبى 21 : 261 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، نكت الهميان : 228 ، طبقات السبكى 7 : 270 ، الاسنوى 2 : 113 ، البداية و النهاية 13 : 10 ، طبقات الجزرى 2 : 20 ، بغية الوعاة 2 : 260 ، نفح الطيب 1 : 339 ، شذرات الذهب 4 : 301 .