تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩
ابو العباس ثعلب گويد : حسن بن قحطبه هنگامى كه به بغداد آمد كسائى و اصمعى و عيسى بن عمر را در يك جاى گردآورد . عيسى بن عمر از كسائى مسأله‌اى پرسيد در اعراب عبارتى ، كسائى گفت : هم اين جايز است و هم آن . عيسى بن عمر گفت : خدا شفايت دهد من مىخواهم بدانم كه عرب چه مىگويد ، آنچه تو مىگويى كلام عرب نيست . .

884 - عيسى بن مروان كوفى [ 1 ]

ابو موسى كنيه داشت ، محمد بن اسحاق نديم ذكر او آورده است و گويد : به خط ابن كوفى خواندم كه او از ابو طالب مفضّل بن سلمه آموخته است و از او روايت مىكند . از آثار اوست : كتاب القياس على اصول النحو . .

885 - عيسى بن معلّى بن مسلمهء رافقى [ 2 ]

وى يكى از ادباى زمان بود . در شهر رقّه معلم بود . رقه شهرى است بر ساحل فرات . شعرش بسيار و فضايلش بى شمار است . از آثار اوست : تبيين الغموض فى علم العروض . اين كتاب را به خط او ديدم . در سال 590 آن را نوشته بود و پس از آن مدتى زندگى كرد و نيز كتابى در لغت در دو مجلد ضخيم . اين كتاب را نيز به خط او ديده‌ام . و نيز ديوان شعرش در دو مجلد . .

886 - عيسى بن مينا بن وردان مدنى [ 3 ]

معروف به قالون قارى . ابو موسى كنيه داشت . مصاحب نافع بن ابى نعيم بود ، به سال 205 در ايام مأمون درگذشت . ولادتش در سال 120 در ايام هشام بن عبد الملك بود . به سال 150 در ايام منصور نزد نافع قرائت كرد . گويند قالون به گوش گران بود و آواز بوق را نمىشنيد و چون كسى نزد او قرآن مىخواند دهان خود را به گوشش مىچسباند تا صدايش را بشنود . او از موالى انصار بود . ابو موسى قالون حكايت كرد كه چون نزد نافع قرآن مىخواندم او پىدرپى مىگفت
هامش
[ 1 ] الفهرست : 77 ، الوافى للصفدى ( خ ) . [ 2 ] الوافى للصفدى ( خ ) . [ 3 ] سير الذهبى 10 : 326 ، عبر الذهبى 1 : 380 ، معرفة القراء الكبار 1 : 128 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 615 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، النجوم الزاهرة 2 : 235 ، الشذرات 2 : 48 . ذهبى وفات او را سال 220 ضبط كرده .