تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 932

مساهمون:

ص٩٣٢
عنزى گويد كه ابن دأب شيعه بود و به سود بنى هاشم اخبارى روايت مىكرد و عوانة بن حكم عثمانى بود و براى بنى اميه جعل خبر مىكرد . مرزبانى گويد : سعيد بن سلم باهلى و ابن دأب و عبد الله بن مسلم عزيزى با هادى مجالست مىكردند . روزى هادى خشمگين و غمناك بيامد . سبب پرسيدند : گفت مىدانيد كه لبانه بنت جعفر بن ابى جعفر چه مقامى نزد من دارد . امروز از او حركتى صادر شد كه به خشم آمدم و او را زدم ، اكنون از كردهء خود پشيمانم . ما خاموش مانديم و ندانستيم كه چه بگوييم . ابن دأب گفت : يا امير المؤمنين زبير بن عوّام ، حوارى رسول الله و پسرعم آن حضرت ، زوجهء خود اسماء بنت ابو بكر را چنان زد كه دستش را شكست و اين سبب جدايى او شد زيرا گفته بود تو را طلاق دادم هرچند عبد الله - يعنى عبد الله بن زبير - ميان ما واسطه شود . و نيز عمر مىگفت : از مردى كه زنش را مىزند نبايد پرسيد كه چرا او را زده است و نيز كعب بن مالك انصارى ، كه در مآخاة برادر زبير شد ، بر زنش ، كه از مهاجران بود ، خشم گرفت و او را آن قدر زد تا فرزندانش ميانشان حايل شدند . هادى خنديد و فرمان داد طعام بياورند و ابن دأب را پنجاه هزار درهم و پنجاه جامه جايزه داد . .

888 - عيينة بن عبد الرحمن مهلّبى [ 1 ]

ابو منهال كنيه داشت . حاكم ابو عبد الله در تاريخ نيشابور ذكر او آورده است و گويد كه عيينة بن عبد الرحمن ابو منهال لغوى مهلّبى داناى زبان و ادب عرب ، شاگرد خليل بن احمد و معلم امير ابو العباس عبد الله بن طاهر بن حسين بود . با او به نيشابور در آمد و در نيشابور جهان را بدرود گفت . از داود بن ابى هند و سفيان بن عيينه و سعيد بن ابى عروبه و يحيى بن سليمان روايت كرده است . او راست كتابى در نوادر و كتابى در شعر . ابو العباس گويد : ابو منهال با اسحاق بن ابراهيم طاهرى بود و به او انس داشت و محادثت و مجالست . و نيز از او علم مىآموخت . سبب آن بود كه ابو منهال با عبد الله بن طاهر بن حسين به خراسان آمد . عبد الله او را مقدم مىداشت و در حق او نيكى مىكرد و صد هزار درهم او را صله داد . ما با او مىنشستيم و بر او بسيارى از كتب را خواندم . از
هامش
[ 1 ] الفهرست 120 ، انباه الرواة 2 : 384 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، بغية الوعاة 2 : 232 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 932 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى