ذكر فضل او پرداخت . سپس گفت : اشتباه كرد كه با آنان در افتاد درحالىكه نزديكشان بود . اگر از آنها دورى مىگزيد تا كارش استحكام مىيافت مسلما زمانش درازتر مىشد .
گفتند به او اشارت رفته بود ولى نپذيرفت .
سپس عوانه گفت : آيا جاسوسى در اينجا نيست ؟ گفتند : نه هر چه خواهى بگوى .
گفت : محمد ، به خدا سوگند از كسانى بود كه آيهء التائبون العابدون . . . ( توبه 112 ) در شأن آنان نازل شده است .
تاريخى به اسنادهاى خود از عوانه روايت مىكند كه ابن زياد پس از آنكه سير مىشد چهار گردهء اصفهانى و پنير و يك رطل عسل مىخورد .
عوانه را برادرى بود به نام عياض . عوانه او را گفت : بسيار در نحو تعمق مكن كه هر كه در نحو تعمق كند سرانجام معلم خواهد شد . عياض نيز در افريقيه سرانجام معلم فرزند معلّى گرديد . .
880 - عوف بن محلّم خزاعى [ 1 ]
ابو منهال ، از علما و ادبا و رواة فهيم بود و از نديمان ظريف و شعراى فصيح ، صاحب اخبار و نوادر ، آگاه از حوادث تاريخى . طاهر بن حسين بن مصعب او را به منادمت خويش اختصاص داده بود و شبها تا ديرى با او مىنشست . در هر سفرى همراه طاهر بود ، يار و انيس و در كجاوه عديل او . طاهر را از او خوش مىآمد .
محمد بن داود گويد : سبب پيوستن او به طاهر آن بود كه در ايام فتنه در بغداد بر سر پل ايستاده بود و طاهر در كشتى خود نشسته بود و مىآمد . او اين ابيات را با صداى بلند خواند : [ 2 ]
عجبت لحرّاقة بن الحسين * كيف تعوم و لا تغرق
و بحران من تحتها واحد * و آخر من فوقها مطبق
هامش
[ 1 ] طبقات ابن المعتز : 186 - 193 ، تاريخ بغداد 9 : 486 ، الوافى ( خ ) ، معاهد التنصيص 1 : 27 - 127 ، الشذرات 2 : 32 ، شرح شواهد المغنى : 78 ب ، الفوات 3 : 162 ، الفهرست : 188 .
[ 2 ] حاصل معنى : از كشتى طاهر بن حسين در شگفتم كه چسان شناور است و غرق نمىشود . كه هم در زير آن درياست و هم بر روى آن .