779 - عوانة بن حكم بن عوانة بن عياض [ 1 ]
مردى بود عالم به اخبار و آثار و ثقه بود . اصمعى و هيثم بن عدى و بسيارى از اعيان اهل علم از او روايت كردهاند . ابو عبيده در كتاب مثالب گويد : پدرش بردهاى بود كه خياطى مىكرد و مادرش كنيزى سياه بود و برادرانش همه غلامان بودند . كنيهاش ابو الحكم بود .
نابينا بود . بنا بر نقل مرزبانى از صولى در سال 147 ، در ماهى كه اعمش مرده بود ، او نيز از دنيا برفت .
مدائنى گويد : در سال 158 درگذشت ، در همان سالى كه منصور عباسى بمرد . از عبد الله بن جعفر آوردهاند كه مىگفت : عوانة بن حكم از علماى كوفه بود . از اخبار فتوح نيك آگاهى داشت و نيز به شعر و فصاحت مشهور بود . او را برادرانى بود . خود از ثقات به شمار مىآمد . اكثر اخبار مدائنى از او روايت شده است .
عبد الله بن معتز روايت مىكند كه عوانة بن حكم عثمانى بود و اخبارى به سود بنى اميّه جعل نمود .
هشام بن كلبى از عوانه روايت مىكند كه گفت : عنبة بن ابى نهّاس عجلى براى ما خطبه مىكرد و گفت خداوند عزّ و جل در كتاب خود چه نيكو فرموده :
ليس حى على المنون بباق * غير وجه المسبّح الخلاق
من برخواستم و گفتم : اى مرد اين سخن خداى عز و جل نيست بلكه شعر عدىّ بن زيد است . گفت شگفتا مىپندارم كلام خداست . پس عدى بن زيد چه نيكو گفته است .
سپس از منبر فرود آمد و به سوى زنى از خوارج رفت و گفت : اى دشمن خدا چه سبب شد كه تو بر امير المؤمنين خروج كنى ؟ آيا اين سخن خداى عزّ و جل نشنيدهاى كه مىفرمايد :
كتب القتل و القتال علينا * و على المحصنات جرّ الذيول
زن سرش را تكان داد و گفت : جهل شما به كتاب خداى عز و جل مرا به خروج وا داشت .
هيثم بن عدى گويد : ما نزد عوانه بوديم . خبر قتل محمد بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على ( ع ) را آوردند در مدينه كشته شده بود . عوانه براى او طلب رحمت كرد و به
هامش
[ 1 ] الفهرست : 103 ، نور القبس : 263 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، نكت الهميان : 222 - 223