تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 920

مساهمون:

ص٩٢٠
خرجت و اذا زيد قائم . كسائى گفت : نمىتوان گفت : خرجت فاذا زيد قائما ؟ سيبويه گفت : نه . كسائى گفت : در اين عبارت چگونه مىگويى : قد كنت اظن انّ العقرب اشدّ لسعة من الزنبور فاذا هو هى يا فاذا هو ايّاها ؟ سيبويه گفت : فاذا هو هى و نصب جائز نيست . كسائى گفت : غلط گفتى . همهء حاضران نيز او را خطاكار خواندند . كسائى گفت : عرب هم رفع مىدهد و هم نصب . كسائى از رأى خود دفاع كرد . يحيى بن خالد گفت : شما هر دو سروران شهر خود هستيد و با هم اختلاف داريد چه كسى ميان شما حكم مىكند ، وضع دشوارى پيش آمده است . كسائى گفت : اين عربها كه بر درگاه هستند هر يك از جايى آمده‌اند . اهل هر دو شهر كوفه و بصره رأى آنها را مىپذيرند زيرا اهل هر دو شهر از اينان آموخته‌اند . آنان را حاضر نماى و از آنان بپرس . يحيى و جعفر گفتند : سخنى است از روى انصاف . عربها را حاضر آوردند در آن ميان كسانى بودند چون ابو فقعس و ابو دثار و ابو ثروان . مسئله را از آنان پرسيدند . آنان رأى كسائى را تأييد كردند . يحيى روى به سيبويه كرد و گفت : اى مرد تو خود شنيدى . مجلس به غلبهء كسائى رأى داد . يحيى ده هزار درهم به سيبويه داد و او بيرون آمد و روى به فارس نهاد و تا پايان عمر در آنجا زيست و اندوهش سبب مرگش شد و ازآن‌پس جز اندكى به بصره بازنگشت . پس از واقعهء مناظره نحويان دربارهء صحت قول سيبويه به بحث پرداختند . ابو الحسن على بن سليمان اخفش و اصحاب سيبويه مىگفتند : فاذا هو هى صحيح است يعنى فاذا هو مثلها و اين موضع رفع است نه موضع نصب . اگر كسى بگويد چگونه فاذا زيد قائم و قائما به نصب قائما هم درست است ولى اذا هو اياها كه اياها هم ضمير نصب است درست نيست گوييم كه قائما بنابراين ايكه حال است منصوب است و حال بايد نكره باشد قائما هم نكره است ولى اياها معرفه است ، پس قول به اياها باطل است . ولى هى درست است زيرا خبر مبتداست و خبر مرفوع است . هى نيز ضمير مرفوع است و خبر مبتدا مىتواند معرفه باشد يا نكره ، و حال فقط بايد نكره باشد . پس چگونه اياها كه معرفه است به جاى كلمه‌اى كه بايد نكره باشد قرار مىگيرد . و نيز ياران سيبويه گويند عربهايى كه به نفع كسائى رأى دادند از اعراب حطمه بودند كه كسائى در ميان آنان زيسته بود و از آنان نحو آموخته بود . از ثعلب حكايت كنند كه مىگفت فرّاء مرد درحالىكه كتاب سيبويه زير سرش بود . و نيز گويند كه اخفش كتاب سيبويه را نزد كسائى خواند و هفتاد دينار به او داد . و محمد بن عبد الملك تاريخى نيز آورده است كه هارون بن محمد بن عبد الملك بن زيّات
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 920 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى