در حاشيهء اصل ، اين مطالب را يافتم : انا لله و انا اليه راجعون . دليل بر اينكه ارزاق برحسب استحقاق تقسيم نشده يكى همين مرد است كه اگر حق او را چنان كه بايد ادا مىكردند ، قدر و منزلت او فراتر از متنبّى بود زيرا شعرش در خوبى و صحت معنى و متانت لفظ و حلاوت استعاره و سلاست كلام بر شعر او برترى داشت .
ابو على منطقى ، با وجود تنگى معيشت ، مردى شوخ طبع بود و خوشمحضر و نادرهگوى . در آخر عمر چشمانش آسيب ديد و در اين باب اشعار فراوان سروده .
اينها مطالبى بود كه خالع آورده بود و ما را بيش از آن خبرى نيست .
از اوست : [ 1 ]
ياريم وجدى فيك ليس يريم * بين الضّلوع و ان رحلت مقيم
لا تحسبى قلبى كربعك خاليا * فيه و ان عفت الرسوم رسوم
تبلى المنازل و الهوى متجدّد * و تبيد خيمات و يبقى الخيم .
859 - على بن يوسف معروف به ابن بقّال [ 2 ]
ابو الحسن كنيه داشت . ابو عبد الله خالع گويد كه او از مردم بغداد بود ، از نديمان مهلّبى .
مردى خوشمحضر و شوخ طبع بود و در شعر و ادب بهرهاى فراوان داشت . در شعر به روش نامى بود ، در صنعت مطابقه و جناس . ابن بقّال توانگر بود . جامههاى زيبا مىپوشيد و درّاعه بر تن مىكرد . چون از دنيا رفت بيش از صد هزار درهم بر جاى گذاشت . وفاتش در ايام شرف الدوله فرزند عضد الدوله بود . در سكة العجم از زبيديه ، در جانب غربى بغداد ، خانه داشت . دخترى و زنى از او بماند . زنش يكى از بنى منجم را دوست مىداشت و دختر خود به او داد و مال فراوان به دو انفاق كرد . قضا را دختر بمرد و مادر با
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اى آهوك ، عشق من به تو از قلبم جدا نشود . اگر تو هم به روى عشق تو برجاست . نپندار كه اگر تو رفتهاى و خانههايت خالى افتاده ، دل من نيز از عشق تو خالى گشته . اگر آثار خانهات برافتاده ولى نقش تو در دل پاى برجاست .
[ 2 ] الوافى 22 : 336 ، ابو حيان در اخلاق الوزيرين از او ياد كرده : 194 ، 410 .