شدهام ، و ثابت گويد كه ولادتش در ماه صفر سال 276 بوده است و در سال 352 در سنّ هفتاد و ششسالگى وفات كرده است .
از آثار اوست : كتاب النوروز و المهرجان ، كتاب الردّ على الخليل فى العروض ، كتاب الرسالة فى الفرق بين ابراهيم المهدى و اسحاق بن الموصلى فى الغناء و كتابى كه در باب نسب خود براى مهلّبى وزير نوشت ولى آن را به پايان نياورد و كتاب اللّفظ المحيط ببعض ما لفظ به اللقيط - در آن با كتاب ابو الفرج اصفهانى معارضه كرده است - و كتاب الفرق و المعيار بين الاوغاد و الاحرار و كتاب القوافى ، كه براى عضد الدوله بر ساخته .
قاضى ابو على محسّن بن على تنوخى در نشوار المحاضره آورده است كه ابو الفتح احمد بن على بن هارون بن منجم گفت كه پدرم حكايت كرد كه من در كودكى حرف راء را غين تلفظ مىكردم - چنين كسى را الثغ گويند - . چهار سال يا بيشتر از عمرم رفته بود ، ابو طالب فضل بن سلمه يا ابو بكر دمشقى - ترديد از ابو الفتح است - نزد پدرم آمد و من نيز نزد او بودم . سخنى گفتم و حرف راء را غين تلفظ نمودم . او به پدرم گفت : مگذار پسرت چنين باشد . پدرم گفت : چه توانم كرد او الثغ است . گفت : اگر عضو را عيبى نباشد رفع اين عيب ميسر است . كودك در آغاز تكلم حرفى را به گونهء ديگر تلفظ مىكند . سپس بدان عادت مىكند و ترك عادت براى او دشوار مىشود . و من مىتوانم زبان او را اصلاح كنم . سپس مرا گفت : زبان خود بيرون آور ، بيرون آوردم . در آن تأمل كرد و گفت زبانش را عيبى نيست . و گفت : پسرم بگو « راء » و زبان به سقف دهانت بچسبان . من گفتم ولى نه آنچنانكه او مىخواست . بارها گاه به نرمى و گاه به خشونت مرا به تمرين واداشت تا سرانجام پس از مدتى حرف « راء » را چون ديگر مردم ادا كردم ، از معلمم خواست كه همواره مرا به گفتن « راء » الزام كند تا سرانجام اين عيب از زبان من مرتفع گشت .
صاحب بن عباد در كتاب الروزنامجه گويد كه از دو تن از فضلاى شهر فراوان آموختم . يكى از آنها ابو الحسن على بن هارون بود . مردى نيك محضر بود . از او حكايات عجيب مىشنيدم . براى من سهتار مىزد و هر بار مىگفت كه شعرش از فلان است و آهنگش از فلان و من از فلان مغنى يا فلان مغنيه آن را آموختهام تا سلسلهء نسب آهنگ را به اسحاق موصلى مىرسانيد . قضا را روزى آهنگى نواخت و من پرسيدم از كيست ؟
به هم برآمد و نشان خشم و تكبر در او نمودار گرديد و گفت : مىپرسى از كيست ؟ آيا آهنگ خود نمىگويد كه از كيست ؟ آيا نشان بنى منجم را بر آن او نمىبينى .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 879
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٨٧٩