تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
نهان و آشكار از يكديگر حمايت كنند و به خصوص در كار لشكر نيك بينديشند و هر مشكل را با بذل مال بر طرف سازند و ابو الفتح زمام كار به دست داشته باشد . چون مؤيد الدوله از اصفهان به رى وارد شد و ديد كه كارهاى همه از نظم و نسق برخوردار است ، خشنود شد ولى افزايش وظيفهء لشكر را نپسنديد . ابو الفتح گفت : دولت را براى تو حفظ كردم و از نفوذ و رخنهء مخالفان در امان داشتم . اگر اين چند درهم كه بر وظيفهء سپاهيان افزوده‌ام مخالف ميل توست بفرماى تا كم كنند كه دست قدرت دست توست . ابن عباد وارد شد ، درحالىكه بازارش كاسد و تنورش سرد شده بود و از نفاذ امر بى بهره . اينها در ظاهر بود ولى در باطن با سلطان خلوت مىكرد و او را بر ضد ابو الفتح بن عميد برمىانگيخت . ابو الفتح دريافت و اولياى ملك را به دور كردن ابن عباد تحريض كرد . چنان كه كار بالا گرفت و قصد كشتنش كردند . ابن عباد به عذر خواهى به ابو الفتح روى آورد و گفت : من از تو به تو پناه مىجويم . من پرورده و بركشيدهء پدرت هستم و خادم آستان تو . ابو الفتح گفت : تو با من در يك جاى گرد نيايى اگر خواهى از تو خشنود شوم به اصفهان بازگرد . ابن عباد به گونه‌اى زشت و ناپسند شبانه از بيم مخالفان از رى خارج شد و به اصفهان رفت . درحالىكه سينه‌اش لبريز از كينه شده بود و وحشت بر او غلبه يافته بود . ابو الفتح كسانى را به اصفهان فرستاد تا او را بيازارند . .

816 - على بن محمد شمشاطى عدوى [ 1 ]

ابو الحسن كنيه داشت . شمشاط از بلاد ارمينيه است و از ثغور . او معلم ابو تغلب ناصر الدولة بن حمدان و برادرش بود . سپس نديم آنان گرديد . و او شاعرى است نيكو و مصنفى سودمند و كثير الحفظ در روايت . محمد بن اسحاق نديم گويد : من او را از قديم مىشناسم و شنيدم كه چون سالش بالا گرفت بسيارى از اخلاق خود را ترك گفت . در اين زمان ، يعنى سال 377 ، زنده است . شمشاطى بر مذهب شيعه بود و در كتابهاى خود بسيارى از احاديث و اخبار آنان را آورده است . محمد بن اسحاق نديم گويد : او راست : كتاب النّزه و الابتهاج ، و آن مجموعه‌اى است
هامش
[ 1 ] الفهرست : 171 ، رجال النجاشى : 201 ، الاكمال 5 : 141 ، الانساب 7 : 386 ، معجم البلدان ( شمشاط ) ، الوافى 22 : 158 ، مقدمهء كتاب الانوار .