تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
ابو على محسّن بن على بن محمد تنوخى گويد [ 1 ] : در مجلس پدرم از مردى سخن به ميان آمد كه سابقا خرد و بى مقدار بوده و حال مقام و منزلتى يافته . يكى از حاضران به ريشخند پرسيد اين فرومايه كيست ؟ پدرم گفت : چنين مگوى كه بسا بزرگان امروز كه ديروز خرد بوده‌اند . اگر انسان را از فضل و كمال بهره‌اى باشد فقر را بر او عيب نگيرند . من بر آنم كه كسى كه ابتدا فقير بوده و در اثر سعى و عمل به مقامى ارجمند رسيده بسى برتر از كسى است كه مقام و منزلت خويش به ميراث فرا چنگ آورده . ابو على محسّن ، پسرش ، گويد : روزى پدرم قصيده دعبل بن على را مىخواند كه در آن ذكر فضائل يمن بود ، در ردّ قصيدهء كميت كه در آن ذكر فضائل نزار بود . اين قصيدهء دعبل قريب ششصد بيت بود . من نيز كه به يمن تعصب مىورزيدم از پدرم خواستم كه قصيده را به من دهد تا از حفظ كنم . پدرم گفت : فرضا پنجاه يا صد بيت را حفظ كردى ملول خواهى شد و آن را به سويى خواهى افكند . سرانجام ابرام من فائق آمد و قصيده را به من داد . من به حجره‌اى رفتم و آن شب و آن روز دست به هيچ كارى جز حفظ ابيات نزدم . سحرگاه فراغت يافتم . بامداد نزد پدر رفتم . پرسيد : با قصيده چه كردى ؟ گفتم : همه را از بر كردم . پدرم به خشم آمد چون پنداشت كه دروغ مىگويم . من دفتر را از آستين بيرون آوردم و به او دادم . پدرم به جايى اشارت كرد و گفت : از اينجا بخوان . من صد بيت خواندم . چند جاى ديگر را نشان داد و من از آنجا صد بيت ديگر خواندم . چون يقين كرد كه همهء قصيده را از حفظ كرده‌ام مرا پيش خواند و بر سر و چشم من بوسه زد و گفت : كسى را از آنچه كرده‌اى خبر مده كه مىترسم تو را چشم بزنند . پدرم گفت [ 2 ] : پدر من نيز مرا به حفظ اشعار ترغيب مىكرد و من اشعار ابو تمام و بحترى را از بر كردم . پدرم و شيوخ ما در شام مىگفتند : هركس چهل قصيده از شاعران طائى از بر كند و شاعر نشود حمارى است در پوست آدمى . ابو على محسّن بن على بن محمد تنوخى در نشوار المحاضرهء [ 3 ] خود قصه‌اى از ابو معشر آورده است و گويد كه قصه در نظر ما بعيد مىآيد ولى چيزى است كه من خود ديده‌ام و براى صحت احكام نجوم كفايت كند . پدرم به آنچه منجمان حكم كرده بودند ، در اينكه به‌طورقطع در فلان ساعت از فلان روز خواهد مرد ، يقين كرده بود . در اين باب
هامش
[ 1 ] نشوار المحاضره 2 : 100 . [ 2 ] نشوار المحاضره 2 : 142 . [ 3 ] نشوار المحاضره : 329 - 330 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 844 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى