ثغور شام و ارّجان و كورهء شاپور را گاه يك جا و گاه پراكنده بر عهده داشت . اولين كار او در قضا ، رياست او در ايام المقتدر بالله بود . فرمان او را ابو على بن مقله نوشت و شاهدان شهادت دادند در سال 340 . المطيع لله ابو السائب را از سمت قاضىالقضاتى خلع كرد و او را بر جايش برگماشت . پس از يافتن اين مقام بعضى از دشمنانش در حق او افساد كردند . ابن مقله او را به مقام مظالم اهواز و اشراف بر عيار درهم و دينار در آن نواحى برگماشت و ابو عبد الله بريدى در واسط به او مقامى عطا كرد . وى همواره سمت تقدم داشت و ممدوح شاعران بود . تا اينكه در سال 342 وفات كرد . وزير ابو محمد مهلبى بر او نماز خواند و پنجاه هزار درهم قروض او را ادا كرد .
ابو على تنوخى گويد : پدرم هفتصد قصيده و قطعه از اشعار شعراى طائى را ، جز شعراى ديگر از شعراى جاهلى و مخضرم و متأخر ، از بر داشت . او را به خط خود دفترى بود كه اكنون در نزد من است حاوى رئوس اشعارى كه از بر كرده بود در دويست و سى ورقه . همچنين از نحو و از لغت مطالب بسيارى از حفظ داشت و او را در فقه و فرايض - علم تقسيم ميراث - و ديگر ابواب قضا بهرهاى عظيم بود . همچنين از كلام و منطق و هندسه و هيئت و عروض دانش فراوان اندوخته بود . چند كتاب در فقه تصنيف كرده است . با اين همه بيست ، هزار حديث در حافظه داشت . ابو منصور ثعالبى فضل و دانش او را فراوان ستوده است . مهلبى وزير و ديگر رؤساى عراق به او گرايش داشتند . وى از جملهء قاضيانى است كه سمت منادمت مهلبى را داشتند و در هر هفته دو شب نزد او گردمىآمدند و به شادمانى و لهو و نوشخوارى مىپرداختند . و گويد [ 1 ] كه اينان كسانى بودند چون ابن قريعه و ابن معروف و قاضى الايذجى و چند تن ديگر . همه را ريشهاى بلند و سفيد بود . مهلبى نيز چنين بود . چون از باده مست مىشدند ، جامهء وقار از تن به در مىكردند . جلو هر يك طاس طلايى بود به وزن هزار مثقال پر از شراب قطربلى و عكبرى . اينان ريشهاى خود در شراب مىنهادند و همچنان مىنوشيدند تا بيشتر آن را ، سپس باقى جام را به يكديگر مىپاشيدند و به رقص برمىخاستند و به آواز بلند قهقهه مىزدند . بامداد جامه قضا بر تن راست مىكردند و با ابهت و حشمت مشايخ بزرگ رهسپار مجلس قضا مىشدند .
هامش
[ 1 ] اليتيمه 2 : 336 - 337 .