ظاهر است و نه مضمر : ظاهر مانند رجل و فرس و زيد و عمرو و امثال آنها و مضمر مانند انا و انت و تاء در فعلت و ياء در غلامى و كاف در ثوبك و امثال آن . اما آنچه نه ظاهر است و نه مضمر پس مبهم است مانند هذا و هذه و هاتا و تا و من و الّذى و اىّ و كم و متى و اين و امثال آن . .
788 - على بن عبد الملك بن عباس قزوينى [ 1 ]
ابو طالب كنيه داشت و نحوى بود . پدرش ابو على عبد الملك اهل علم و از راويان حديث بود . ابو طالب از جماعتى از ايشان چون مهرويه و ابو الحسن على بن ابراهيم قطّان سماع حديث كرد . خليلى گويد كه او پيشواى زمان خود بود ، خلق كثيرى از او علم آموختند در پايان سال 398 در گذشت و فرزندانى خرد بر جاى نهاد كه به كارهاى بيهوده مىپرداختند و همه كشته شدند . برادرش ابو الحسن على نيز سماع حديث مىكرد ولى كاتب بود و كسى از او سماع نكرده است . پسرش ابو على نيز سماع حديث مىكرد و فقه مىخواند . سپس به كتابت پرداخت و در غربت بمرد و نسلش منقطع شد . .
789 - على بن عبيدهء ريحانى [ 2 ]
يكى از فصحا و بلغا بود . برخى در بلاغت و حسن تصنيف او را بر جاحظ برترى دادهاند در سال ( ؟ ) [ 3 ] در گذشت . از خواص مأمون بود و در تأليفات و تصنيفات خود طريقهء حكمت پيش گرفته بود . متهم به زندقه بود . او را با مأمون اخبارى است . جحظه در امالى خود گويد كه ابو حرمله مرا حكايت كرد كه على بن عبيدهء ريحانى گفت كه سه تن از شاگردان من نزد من آمدند . من سخنى دلپذير گفتم . يكى از آنها گفت : شايسته است كه اين سخن را با غاليه بر چهرهء زيبارخان نويسند . ديگرى گفت : بهتر است كه آن را حوريان با انگشتان خود به صفحات نور نويسند و ديگرى گفت : در خور آن است كه با قلم شكر بر صفحهء نعمت نويسند . و از اخبار او آنكه گويد بر در سراى حسن بن سهل سه ماه درنگ كردم و هيچ حاصل نكردم . ابياتى نوشتم به درون فرستادم . پاسخ داد كه درگاه
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 2 : 178 .
[ 2 ] الفهرست : 133 ، تاريخ بغداد 12 : 18 ، النجوم الزاهرة 2 : 331 .
[ 3 ] به احتمال قوى در سال 216 هجرى .