هزار كس كشته شدند ، از اصحاب على ( ع ) بيست و پنج هزار تن كه بيست و پنج تن از صحابه بودند و از اصحاب معاويه چهل و پنج هزار تن به قتل آمدند . اقوال ديگرى هم هست . درنگ در صفين صد و ده روز مدت گرفت . ميان دو سپاه نود بار زد و خورد در گرفت . ميان واقعهء صفين و ملاقات حكمين ، يعنى ابو موسى اشعرى و عمرو بن عاص ، در دومة الجندل ، پنج ماه و بيست و چهار روز فاصله بود . و از ديدار حكمين و بيرون آمدن على ( ع ) به نبرد خوارج در نهروان و كشتار ايشان شش ماه بود . خوارج چهار هزار تن بودند به رياست عبد الله بن وهب راسبى كه از قبيلهء ازد بود نه از راسب بن جرم بن زيّان و در عرب جز اين دو تيره نيست . چون على به نهروان آمد خوارج پراكنده شدند و از آنان هشتصد تن بر جاى ماندند و به قولى هزار و پانصد تن . سبب پراكنده شدن خوارج منازعهاى بود كه پس از محاصره شدن آنها ميانشان در گرفت . گفتند بشتابيد به سوى بهشت و عبد الله بن وهب گفت : شايد هم به سوى دوزخ . آنان كه پراكنده شدند گفتند : ما را بنگريد كه همواره با مردى كه خود در شك است مىجنگيم . از آن هنگام كه على ( ع ) براى نبرد با خوارج بيرون آمد تا زمانى كه ابن ملجم ، لعنه الله تعالى ، او را شهيد كرد يك سال و پنج ماه و پنج روز بود .
در مدت عمر على ( ع ) اختلاف است بعضى گويند به هنگام شهادت شصت و هشت سال داشت و اين قول كسى است كه مىگويد در پانزدهسالگى اسلام آورد و بعضى گويند شصت و شش سال بود و اين قول كسانى است كه مىگويند در سيزدهسالگى اسلام آورد و بعضى مدت عمر او را شصت و سه سال گويند . اينان معتقدند كه او در دهسالگى اسلام آورد و بعضى عمر او را پنجاه و هشت سال گفتهاند و اين قول كسى است كه پندارد على ( ع ) در پنجسالگى به اسلام گرويد . اين كمترين مقدارى است كه نقل كردهاند .
در موضع قبر على ( ع ) نيز چند قول است . بعضى گفتهاند در غرىّ و آن همان مكانى است كه امروزه هم مشهور است . بعضى گويند در مسجد كوفه و بعضى گويند در ميدان قصرى كه در كوفه بود . برخى معتقدند كه پيكر او را به مدينه بردند و در جوار فاطمه ( صلوات الله و سلامه عليها ) به خاك سپردند .
على رنگى تيره و بطنى برآمده و پيشانى بلند داشت . موى سر و صورتش سفيد شده بود و با چشمانى درشت و سياه . به قامت نه بلند بود و نه كوتاه ، محاسنش همهء سينهء او را
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 807
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٨٠٧