من - سوگند به فضل - در اين غربت كسى را نيافتم كه در اين اكرام و نكوداشت با او برابرى كند يا ظريفى كه با او دم همسرى زند . آنان كه بغدادى را به فضل و ظرافت وصف مىكنند هر جامه كه دوزند بر اندام او كوتاه است و هر هديه كه برند چونان كسى باشند كه خرما به هجر برد . از ظرايفى كه از او شنيدم يكى آن بود كه مىگفت از ابو القاسم عبد العزيز بن احمد بن ناقياى بغدادى ( من مىگويم كه او گفت عبد العزيز و درست آن عبد الله است ما در باب خود در اين كتاب ذكر او آوردهايم ) راجع به متنبى و ابن نباته و رضى پرسيديم گفت : مثل آنان در نزد من مثل مردى است كه بناهايى رفيع و كاخهايى بلند و عالى مىسازد و او متنبّى است ، ديگرى مىآيد و در اطراف آن خيمه سراهايى بر پا مىكند و او ابن نباته است ، سپس رضى آمد و اندكى در نزد اين يك فرود آمد و اندكى در نزد آن يك . .
766 - على بن سليمان حيده [ 1 ] و [ 2 ]
ملقب به حيدهء يمنى نحوى تميمى . او از وجوه اهل يمن بود و اعيان ايشان ، هم از جهت شعر و هم علم و هم نحو . كتابهايى تصنيف كرده . از آن جمله است كتابى در نحو به نام كشف المشكل ، در دو مجلّد . زادگاه على بن سليمان بلاد بكيل بود در يمن از اعمال ذمار .
در سال 599 درگذشت . از شعرهاى او شعرى است در شمار اوزان جمعهاى مكسّر كه در آن گويد :
سألت عن التكسير فاعلم بانّها * ثمانية اوزان جمع المكسّر
و اربعة اوزان كلّ مقلّل * و اربعة اوزان كلّ مكبّر
فعال و افعال و فعل و افعل * و افعلة منها و فعلان فانظر
و منها فعول يا اخىّ و فعلة
هامش
[ 1 ] م : حيدره .
[ 2 ] ياقوت در معجم البلدان در بيان بكيل ، كه از روستاهاى يمن است ، آن را حيدره ضبط كرده ، در سال 599 در گذشته . بنگريد به بغية الوعاة 2 : 168 .