دنيا يعنى سعيد بن دهّان . ابن منقّى بداهتا گفت [ 1 ] :
و قالوا اعور الدّهّان حبر * يفوق الناس فى ادب و كيس
فقلت بحيس خير منه علما * و ان الكلب خير من بحيس
بزان بن سنقر موصلى از ابو عبد الله حسين بن على بن خليفه روايت مىكند - و اين ابو عبد الله در سال 593 در باشزّى از قراء بقعاء در موصل در گذشت - كه پدرم را جمال الدين اصفهانى وزير مورد عتاب قرار داد كه چرا نزد او آمد و شد نمىكند . روزى به ديدار او رفت . دربان كه او را نمىشناخت اجازت نداد كه داخل شود . پدرم اين بيتها را سرود و به درون فرستاد [ 2 ] :
انى اتيتك زائرا و مسلّما * كيما اقوم ببعض حق الواجب
فاذا ببابك حاجب متبظرم * فعمود دارك فى حرام الحاجب
و لئن رأيتك راضيا بفعاله * فجميع ذلك فى حر أمّ الصاحب
. .
762 - على بن دبيس نحوى موصلى [ 3 ]
ابو الحسين كنيه داشت . نحو را از على بن وحشى ، دوست و مصاحب ابن جنّى ، آموخت و زيد مرزّكهء موصلى از او آموخت . شرح حال او را در جاى خودش خواهيم آورد .
على بن دبيس را شعرهايى دلپذير است از جمله اين بيتها كه در وصف قوادى سروده [ 4 ] :
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : گفتند دهّان يك چشم دانشمند است و در ادب و كياست سرآمد همگان است . گفتم بحيس در علم از او بهتر است و حال آنكه سگ بهتر از بحيس است .
[ 2 ] حاصل معنى : براى ديدار و سلام به در خانهات آمدم تا پارهاى از حقوق واجب را ادا كرده باشم ، ديدم كه بر در خانهات دربان احمقى است .
[ 3 ] انباه الرواة 2 : 275 ، بغية الوعاة 2 : 166 .
[ 4 ] حاصل معنى : هر نا ممكن و سختى را آسان مىسازد و بر فور آنچه را كه اراده كردهاى حاضر مىآورد . اگر وادارش كنى كه صورت خيالى را هنگام ظهر حاضر سازد بى آنكه در خواب باشى او را نزد تو آورد .