داشتم همه را هزينه كردم و در بيست و هفتم شوال سال 532 باز به نيشابور برگشتم ، و همچنان در نيشابور در كنار او بودم تا به فالج دچار شد . اكنون رجب سال 536 بود در شعبان آن سال رهسپار بيهق گرديدم ولى حسد خويشاوندان مرا مجبور به ترك شهر نمود . در رمضان سال 537 باز هم به نيشابور رفتم . بزرگان شهر اكرامم كردند و من روزهاى جمعه در جامع قديم نيشابور مجلس مىگفتم و در روزهاى چهارشنبه در مسجد مربّع و روزهاى دوشنبه در مسجد حاج . وزير ملك الوزرا طاهر بن فخر الملك و بزرگان حضرت مرا مىنواختند . گفتم ديگر در نيشابور خواهم ماند . اما در غرّهء رجب سال 549 از نيشابور به زيارت مادرم رفتم . در اين سال پسرم احمد و مادرم را از دست دادم . مادرم حافظ قرآن بود و به وجوه تفاسير عالم . اكنون به ذكر تأليفاتم در اين مدت مىپردازم :
كتاب اسئلة القرآن مع الاجوبه ، در يك جلد ، كتاب اعجاز القرآن ، در يك جلد ، كتاب الافادة فى كلمة الشهادة ، در يك جلد ، كتاب المختصر من الفرائض ، در يك جلد ، كتاب الفرائض بالجدول ، در يك جلد ، كتاب اصول الفقه ، در يك جلد ، كتاب قرائن آيات القرآن ، در يك جلد ، كتاب معارج نهج البلاغة فى شرح كتاب نهج البلاغة ، در يك جلد ، كتاب نهج الرشاد فى الاصول ، در يك جلد ، كتاب كنز الحجج فى الاصول ، در يك جلد ، كتاب جلاء صدأ الشك فى الاصول ، در يك جلد ، كتاب ايضاح البراهين فى الاصول ، در يك جلد ، كتاب الافادة فى اثبات الحشر و الاعاده ، در يك جلد ، كتاب تحفة السّادة ، در يك جلد ، كتاب التحرير فى التذكير ، در دو جلد ، كتاب الوقيعة فى منكر الشريعة ، در يك جلد ، كتاب تنبيه العلماء على تمويه المتشبّهين بالعلماء ، در يك جلد ، كتاب ازاهير الرياض المريعة و تفسير الفاظ المحاورة و الشريعة ، در يك جلد . كتاب اشعارش ، در يك جلد ، كتاب درر السّخاب و درر السّحاب فى الرسائل ، در يك جلد ، كتاب ملح البلاغة ، در يك جلد ، كتاب البلاغة الخفيّه ، در يك جلد ، كتاب طرائق الوسائل الى حدائق الرسائل ، در يك جلد ، كتاب الرسائل بالفارسى ، در يك جلد ، كتاب الرسائل المتفرقه ، در يك جلد ، كتاب عقود اللآلى ، در يك جلد . كتاب غرر الامثال ، در دو جلد ، كتاب الانتصار من الاشرار ، در يك جلد ، كتاب الاعتبار بالاقبال و الادبار ، در يك جلد ، كتاب وشاح دمية القصر ، در يك جلد ضخيم ، كتاب اسرار الاعتذار ، در يك جلد ، كتاب شرح مشكلات المقامات الحريرية ، در يك جلد ، كتاب درة الوشاح و هو تتمة ، كتاب
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 781
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٧٨١