رحمت فرستاد و سخت ملول گرديد . او را گفتند : پس از آن خلاف و نقار اين به سوگ نشستن چيست ؟ گفت : احمر مردى راست گفتار و جوانمرد بود . گفتند : ديروز چيز ديگر مىگفتى . گفت : به خدا سوگند آنچه ميان من و او بود سبب نمىشود كه جز حق دربارهء او گويم كه هرگز دربارهء او دشمنى را از حد نگذرانيدهام كه در او جز راستى نديده بودم .
ثعلب گويد : احمر چهل هزار بيت از ابياتى كه در نحو شاهد آوردهاند از حفظ بود جز قصايد . در زمان كسائى او بر فراء مقدم بود . از آثار اوست : كتاب التصريف و كتاب تفنّن البلغاء . .
734 - على بن حسن هنائى [ 1 ]
معروف به كراع النّمل ، منسوب به هناءة بن مالك . ابو الحسن لغوى . در سال ( ؟ ) وفات كرده . خط او را در المنضّد از تأليفات او ديدم كه تاريخ 307 را داشت . زمان او مقدّم بر زمان ابن دريد است . اسحاق بن نديم ذكر او آورده است و گويد كه وى از مصر بود و در اصل كوفى بود . و از بصريان علم آموخت و مشهور است به رؤاسى [ 2 ] كه قبيلهاى از ازد است . كتابهايش در مصر موجود است و دانشپژوهان را به دو رغبت است . و ديگرى جز ابن نديم گويد كه از آثار اوست : كتاب المنضّد ، كه در آن لغتهاى بسيار آورده ، لغات مستعمل و لغات غريب . كتاب را به ترتيب حروف الفبا مرتب كرده . آنگاه آن را در كتاب المجرّد خلاصه كرده و سپس در كتاب المنجّد باز هم مختصر كرده است . و ديگر كتاب امثلة الغريب على اوزان الافعال كه در آن لغات شواذ را آورده و ديگر از آثار اوست :
كتاب المصحّف و كتاب المنظّم . .
735 - على بن حسن بن فضيل بن مروان [ 3 ]
ايرانى الاصل است . محمد بن اسحاق نديم ذكر او آورده است و گويد كه از آثار اوست كتاب الاصنام و ما كانت العرب و العجم تعبد من دون الله عزّ و جل .
هامش
[ 1 ] الفهرست : 91 - 92 ، انباه الرواة 2 : 240 ، بغية الوعاة 2 : 158 ، اشارة التعيين : 215 .
[ 2 ] الفهرست : دوسى .
[ 3 ] الفهرست : 138 ، نام او را ابو الحسن على بن فضيل بن مروان ضبط كرده .