707 - عكرمة از موالى ابن عباس [ 1 ]
ابو عبد الله كنيه داشت . از عبد الله بن عباس و عائشة و ابو هريرة و عبد الله بن عمر سماع حديث كرد . جماعتى از تابعين چون شعبى و ابراهيم نخعى و محمد بن سيرين و جابر بن زيد از او روايت كردهاند . به خط صولى ، كه از كتاب بلاذرى بر گرفته ، خواندم كه وى در سال 105 و به قولى در سال 106 ، در سن هشتادسالگى ، وفات كرده . گويد كه مرگ او و مرگ كثيّر عزّه در يك روز بود و بر هر دو نماز خواندند ولى كثيّر شيعى بود و عكرمه بر عقيدهء خوارج . حاكم ابو عبد الله محمد بن عبد الله بن بيّع . در تاريخ نيشابور ذكر او آورده است و گويد كه او همواره در گردش بود و به درگاه پادشاهان مىرفت . به خراسان رفت و زمانى در مرو زيست ، سپس رهسپار يمن شد و در مدينه در گذشت . با يزيد بن مهلّب به خراسان رفت .
عبد الله بن ابى روّاد گويد كه عكرمه را در نيشابور ديديم ، پرسيدم چه شد كه حرمين را رها كردى و به خراسان آمدى . گفت : براى دخترانم در طلب معاشم .
ابو خالد عبد المؤمن بن خالد حنفى گويد : عكرمه را در روزى كه برف باريده بود ديدم كه از خانه خارج شد و گفت : بار خدايا مرا از شهرى كه رزق آن با عذاب آن آميخته باشد راحت كن .
حاكم گويد : عكرمه در حرمين و مصر و يمن و شام و عراق و خراسان حديث مىگفت . و عكرمه گفته بود كه ابن عباس گفت : برو و براى مردم فتوا بده كه من ياور تو هستم . و قاضى ابو بكر محمد بن عمر جعّابى در كتاب الموالى از ابن كلبى روايت مىكند كه عكرمه در مغرب به هلاكت رسيد او بر انديشه حروريّه از خوارج بود . به مغرب رفت تا عقايد حروريّه را تبليغ كند كه كشته شد .
ابو على اهوازى گويد : وقتى كه ابن عباس وفات كرد عكرمه بردهاى مملوك بود .
على بن عبد الله بن عباس او را به خالد بن يزيد بن معاويه به چهار هزار دينار فروخت .
عكرمه نزد على بن عبد الله بن عباس آمد و او را گفت : چه كرامت خواهى كرد ؟ آيا علم پدرت را مىفروشى ؟ پس از خالد خواست كه معامله را بر هم زند . او نيز به هم زد و
هامش
[ 1 ] طبقات ابن سعد 5 : 287 ، طبقات خليفه : 280 ، طبقات الشيرازى : 70 ، حلية الاولياء 3 : 328 ، ابن خلكان 3 : 265 ، ميزان الاعتدال 3 : 93 ، عبر الذهبى 1 : 131 ، سير الذهبى 5 : 12 ، تاريخ الذهبى 4 : 156 ، العقد الثمين 6 : 123 ، تهذيب التهذيب 7 : 263 ، الشذرات 1 : 130 .