اشرب على طرب من كفّ ذى طرب * قد قام فى طرب يسعى الى طرب
من خندريس كعين الديك صافية * ممّا تخيّرها كسرى من العنب
فالراح من ذهب و الكأس من ذهب * يا من رأى ذهبا يسقى على ذهب
524 - سعد بن محمد بن سعد بن صيفى تميمى [ 1 ]
شهاب الدين ابو الفوارس معروف به حيص بيص ، فقيه و اديب و شاعر . از داناترين مردم به اخبار و لغات و اشعار عرب بود . از حافظ ابو سعد سمعانى علم آموخت و ديوان شعر او و ديوان رسايلش را در نزد او خواند و او را در كتاب ذيل مدينة السلام ياد كرده و بر او درود فرستاده است . جمع كثيرى از او علم و ادب آموختند . عادت بر آن داشت كه با مردم با الفاظى مغلق سخن مىگفت . او را بدان سبب حيص بيص مىگفتند كه روزى مردم را در گيرودار و كشاكش ديد . گفت : ما للناس من حيص و بيص و ازآنپس او را حيص بيص گفتند . وى در شب چهار شنبه ششم شعبان سال 574 در بغداد در گذشت .
نصر الله بن مجلّى گويد : على بن ابى طالب ( ع ) را در خواب ديدم . گفتم : يا امير المؤمنين مكه را گشوديد و گفتيد كه هركس به خانهء ابو سفيان پناه برد در امان است . آنگاه آل ابى سفيان در روز عاشورا با فرزند تو حسين ( ع ) آنگونه معامله كردند . امام فرمود : آيا اشعار ابن صيفى را در اين باب نشنيدهاى . گفتم : نه . گفت : آن اشعار را از او بشنو . چون بيدار شدم به خانهء حيص بيص رفتم و خواب خود بگفتم . به ناگاه در گريه شد و سوگند خورد كه آن شعر را در همان شب گفته و هنوز كسى آن را نشنيده است و خواند [ 2 ] :
ملكنا فكان العفو منّا سجيّة
هامش
[ 1 ] الخريدة ( قسم العراق ) 1 : 202 ، بغية الطلب 8 : 271 ، المنتظم 10 : 288 ، ابن خلكان 2 : 106 ، سير الذهبى 21 : 61 ، عبر الذهبى 4 : 219 ، مرآة الزمان 8 : 352 ، طبقات السبكى 7 : 91 ، البداية و النهاية 12 : 301 ، لسان الميزان 3 : 19 ، الوافى 15 : 165 ، روضات الجنّات 4 : 32 .
[ 2 ] حاصل معنى : ما پيروز شديم و عفو خوى ما و سجيّت ما بود و چون شما بر تخت سرورى نشستيد در زمينهاى بطحا خون جارى ساختيد . شما كشتار اسيران را جايز شمرديد و ما فراوان اسيران را عفو كردهايم و بخشودهايم . اين تفاوت كه ميان ماست شما را بس است كه از هر كوزه همان برون تراود كه در اوست .