تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩

471 - داود بن جرّاح [ 1 ]

جدّ وزير ابو الحسن على بن داود است . داود از اعيان كاتبان و فضلاى ايشان است . در سال 291 در گذشت . وى دبير المستعين بالله بود .

472 - داود بن سلم [ 2 ]

وى از موالى بنى تيم [ 3 ] بن مرّه بود . شاعرى كه هم دولت اموى را درك كرده بود و هم دولت عباسى را . در مدينه مىزيست . او را به سبب رنگ سياهش « آدم [ 4 ] » مىگفتند . مردى سخت زشت روى و بخيل بود . داود به دمشق رفت [ 5 ] و بر حرب بن خالد بن يزيد بن معاويه فرود آمد . چون به سراى حرب درآمد غلامان برفتند و بار از راحله‌اش برگرفتند . داود نزد حرب شد و شعرى چند بخواند . حرب اكرامش كرد و صله‌اى در خور داد . چون از حرب اجازت خواست كه بازگردد ، اجازتش داد و هزار دينار به او عطا كرد و گفت : اگر باز نزد ما بيايى نيازى به اذن دادن نيست . وقتى داود وداع كرد و بيرون آمد كسى از غلامان حرب از جاى نجنبيد . داود پنداشت حرب با او دل بد كرده است كه غلامان چنين كنند . بازگشت و از او پرسيد كه آيا بر او خشم گرفته است . پرسيد كه اين از كجا مىگويى . گفت : غلامان مرا در بار نهادن بر مركب يارى نمىكنند . حرب گفت : بازگرد و سبب از آنان پرس . غلامان گفتند : كسى را كه بر ما وارد مىشود در فرود آمدنش يارى مىكنيم و كسى را كه از نزد ما مىرود در رفتنش يارى نمىكنيم . داود بن سلم از وابستگان قثم بن عباس بود و در مدح او شعر مىگفت . داود در حدود سال 120 وفات كرد .
هامش
[ 1 ] بنگريد به الفهرست : 142 ، الوافى 13 : 465 و او راست : كتاب التاريخ و اخبار الكتّاب و كتاب الامم السالفة . [ 2 ] الاغانى 6 : 11 - 21 ، السمط 550 ، مصورة ابن عساكر 6 : 19 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 203 ، مختصر ابن منظور 8 : 148 ، الوافى 13 : 467 . [ 1 ] م : سليم . [ 3 ] م : تميم . [ 4 ] الاغانى : او را داود ارمك مىگفتند . [ 5 ] الاغانى 6 : 20 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 108 ، الامالى القالى 1 : 242 ، التذكرة الحمدونيه 2 : 197 ، مقايسه كنيد با المحاضرات 1 : 653 ، شرح النهج 11 : 223 ، الكامل 2 : 144 و ابيات در رسائل ابن ابى الدنيا : 87 .