تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢

476 - دعوان بن علىّ بن حمّاد جبّائى [ 1 ]

ابو محمد مقرى نابينا . از اعيان قرّاء بغداد بود . به زبان و ادب عربى آگاه بود . قرآن را به چند روايت نزد ابو طاهر احمد بن على بن سوار و چند تن ديگر از مشاهير قرّاء فرا گرفت . خلق كثيرى نيز از او قرآن آموختند . از عبد الرزّاق بن عبد القادر جيلى روايت حديث مىكرد . در سال 542 درگذشت .

477 - ابو دقّيس اعرابى [ 2 ]

از فصاحت بهره‌اى بسيار داشت . اخفش گويد ، خليل بن احمد گفت كه به عيادت ابو دقيس اعرابى رفتيم ، گفتيم چگونه‌اى ؟ گفت آنچه نمىخواهم مىيابم و آنچه مىخواهم نمىيابم . در زمانه‌اى نابكار زندگى مىكنيم . گفتم : چسان ؟ گفت : آنكه صاحب جود است نمىيابد و آنكه مىيابد از جود عارى است . پرسيدم : دقيس چيست ؟ گفت : نمىدانم . گفتم : آيا معنى كنيه‌ات را نمىدانى ؟ گفت : كنيه‌ها و نامها نشانه‌هايى هستند . بعضى از اعيان اهل علم از او كسب دانش كرده‌اند . چون ابو عبيده و يونس و اصمعى و خليل بن احمد . ابو عبيده گويد : دقيس حشره‌اى است خال خالى .

478 - دكين بن رجاء فقيمى [ 3 ]

رجز سراى مشهور . بر وليد بن عبد الملك وارد شد و وليد مهياى مسابقهء اسب دوانى بود . دكين نيز اسب خود را به ميان اسبان مسابقه افكند . اسبى زشت بود . وليد گفت : او را از ميدان مسابقه بيرون كنيد . دكين گفت : يا امير المؤمنين مرا جز اين اسبى نيست . اگر بر اسب تو سبقت نگرفت او را در راه خدا وقف مىكنم . وليد خنديد و اجازت داد در مسابقه شركت جويد . اسب دكين بر ديگر اسبان سبقت گرفت . دكين قصيده‌اى برخواند ، بدين مطلع [ 4 ]
هامش
[ 1 ] المنتظم 10 : 127 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 280 ، ذيل ابن رجب 1 : 212 ، الوافى 14 : 18 . [ 2 ] المختصر و بنگريد به الفهرست : 53 ، انباه الرواة 4 : 115 . ياقوت از مراتب النحويين : 40 نقل كرده . ( آن را گاه به شين نويسند ) ، الوافى 14 : 22 ( لسان العرب ، مادهء دقش ) . [ 3 ] الشعر و الشعراء : 508 ، الاغانى 9 : 252 ، السمط : 652 ، مصورة ابن عساكر 6 : 99 ، تهذيب ابن عساكر 5 : 250 . [ 4 ] حاصل معنى : بامداد پگاه بر اشترم سوار شدم و هنوز پرندگان در آشيانه‌هاى خود خفته بودند . كسى كه براى اشتر من در بيابان حدى مىخواند باد شمال بود .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 552 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى