تشيع بود ابو الاسود دوئلى را ديده بود .
حمزة الزيات از او اخذ كرد . مىگفت نه قارى را بر صحيفهاى ايمن شماريد و نه ساربانى را بر طناب . پس از وفات امام جعفر صادق ( ع ) او را در چند قصيده مرثيه گفت .
گويند حمران بن اعين نزد جعفر بن محمد ، عليهما السلام ، حاضر شد . امام از او از انواع علوم پرسيد ، در آن مجلس جمعى از قرشيان نيز حاضر بودند چون بيرون شدند گفتند امام دوست داشت كه در ميان شيعيان خود كسى را چون او به ما بنماياند .
432 - حمزة بن اسد بن على بن محمد [ 1 ]
ابو يعلى معروف به ابن قلانسى تميمى . اديب و شاعر و مورّخ . او از اعيان و افاضل دمشق بود . دو بار به رياست ديوان دمشق رسيد . در سال 555 در آنجا وفات كرد . او را تاريخى است ، كه حوادث را از آغاز سال 441 تا زمان مرگش نوشته است ، و به حديث علاقهمند بود . در ماه ربيع الاول سال 505 در گذشت و در جبل قاسيون به خاكش سپردند .
433 - حمزة بن بيض حنفى كوفى [ 2 ]
از بنى بكر بن وائل بود . از شاعران دولت اموى و از خواص مهلّب و فرزندان او . سپس به امير بلال بن ابى برده پيوست . پيش از آنكه سليمان بن عبد الملك به خلافت رسد نزد او رفت و او را مدح گفت [ 3 ] :
اتينا سليمان الامير نزوره * و كان امرأ يحبى و يكرم زائره
و روزى بر او داخل شد ، يزيد بن مهلّب در نزد او بود . چون مديحهء خود برخواند
هامش
[ 1 ] مصورهء ابن عساكر 5 : 298 ، مختصر ابن منظور 7 : 259 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 442 ( ياقوت از آنجا برگرفته ) ، عبر الذهبى 4 : 156 ، سير الذهبى 20 : 388 ، تلخيص مجمع الآداب 1 : 912 ، الشذرات 4 : 174 .
[ 2 ] مصورة ابن عساكر 5 : 299 ، مختصر ابن منظور 7 : 258 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 443 ، الاغانى 16 : 142 ، المعارف : 591 ، المؤتلف و المختلف : 141 ، بغية الطلب 5 : 287 ، سير الذهبى 5 : 267 ، الوافى 13 : 185 ، الفوات 1 : 395 ، اخبار الحمقى : 43 .
[ 3 ] نزد سليمان امير به ديدارش رفتيم و او مردى است كه ديداركنندهاش عطا مىگيرد و گرامى داشته مىشود .