همه را هزينه كرد . اما آن نبيدفروش همهء آن مال را به او پس داد . حمزه در اين باب سرود [ 1 ] :
الا لا يغرّك ذو سجدة * يظلّ بها دائما يخدع
كانّ بجبهته حبة * تسبّح طورا و تسترجع
ما للتقى لزمت وجهه * و لكن ليغترّ مستودع . . .
و ادّى اخو الكاس ما عنده * و ما كنت فى ردّه اطمع
حمزة بن بيض را با عبد الملك بن مروان و پسرش و آل مهلّب اخبار شيرينى است كه ذكر آنها به طول مىانجامد . وى در سال 116 و به قولى 120 در گذشته است . قول اول درستتر است .
434 - حمزة بن حبيب بن عماره
امام ابو عمارهء تيمى ، از تيم الله به ولاء به قولى به نسب ، از مردم كوفه بود . معروف به زيّات . او را زيّات مىگفتند زيرا از كوفه به حلوان روغن مىبرد و از حلوان پنير و گردو به كوفه . وى پيشوا و دانشمند و شيخ قاريان قرآن بود و يكى از ائمهء هفتگانه در اين علم . در سال 80 متولد شد . و برخى صحابه را كه عمر دراز كرده بودند درك كرد و محتمل است كه برخى از آنان را ديده باشد . قرائت را از اعمش و امام جعفر بن محمد صادق ( ع ) و ابن ابى ليلى و حمران بن اعين فرا گرفت و از حكم و عدىّ بن ثابت و حبيب بن ابى ثابت و طلحة بن مطرّف روايت مىكرد . ابراهيم بن ادهم و سفيان بن ثورى و شريك بن عبد الله و على بن حمزهء كسائى و جز ايشان از او قرائت آموختند و يحيى بن آدم و حسين جعفى و جماعتى ديگر از او روايت كنند . پس از اعمش و عاصم پيشواى قرّاء قرآن بود . وى امام و
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : آگاه باش آنكه همواره سجده مىكند تو را نفريبد كه همواره كارش خدعه و نيرنگ است . بر پيشانى او جاى سجده است و گاه تسبيح مىگويد و گاه انّا لله . آن چهرهاى كه براى خود ساخته است از پرهيزگارى نيست بلكه براى فريب كسانى است كه چيزى نزد او به وديعت مىگذارند . آنكه يار جام مى است آن را كه به او سپردهاى باز مىدهد هر چند مرا طمع باز پس دادن آن نبود .