426 - حماس بن ثامل مولى عثمان بن عفّان [ 1 ]
شاعرى اسلامى است . دو دولت اموى و عباسى را درك كرد . روزى در مجلس سفّاح نشسته بود . اسماعيل بن عبد الله قسرى زبان به نكوهش و دشنام بنى اميه گشود . حماس به سفاح گفت : يا امير المؤمنين آيا اين مرد پسر عمّان تو را و عمّال ايشان را دشنام مىدهد ؟ بنى اميه گوشت و خون تو هستند . تو خود هر چه خواهى بگوى ولى ديگران را مگذار كه هر چه خواهند بگويند . سفّاح گفت : راست مىگويى و آن مرد خاموش شد .
427 - حمد بن محمد بن ابراهيم بن خطّاب خطّابى [ 2 ]
ابو سليمان بستى از فرزندان زيد بن خطاب بود منسوب به شهر بست از بلاد كابل .
محدث و اديب و شاعر و لغوى بود . لغت و ادب را از ابو عمر زاهد و ابو على اسماعيل صفار و ابو جعفر رزّاز و جز ايشان از علماى عراق آموخت . و نزد قفّال چاچى فقه خواند .
حافظ ابو عبد الله بن البيّع ، معروف به حاكم نيشابورى ، و حافظ و مورخ عبد الغفّار بن محمد فارسى صاحب السياق لتاريخ نيشابور و ابو القاسم عبد الوهاب خطّابى و جمعى ديگر از او روايت كردهاند .
حافظ ابو المظفّر سمعانى گويد : وى حجّت و صدوق بود . به عراق و حجاز سفر كرد و خراسان را گرديد و به ما وراء النهر رفت . ثعالبى گويد كه وى در عصر ما همانند ابو عبيد قاسم بن سلّام در عصر خود بود ، از حيث علم و ادب و زهد و ورع و تدريس و تأليف ؛ بجز آنكه او شعر را بهتر از ابو عبيد مىسرود .
ابو سليمان را آثارى است . مشهورترين آنهاست : كتاب غريب الحديث كه در نهايت حسن و بلاغت است . و نيز كتاب اعلام السّنن ، در شرح صحيح بخارى و معالم السّنن در شرح سنن ابى داود و كتاب اصلاح غلط المحدثين و كتاب العزله و كتاب شأن الدّعاء و كتاب الشّجاج و جز آن . وى در ماه رجب سال 319 زاده شد و در شهر بست در سال 388 يا 386 وفات كرد . سال 388 صحيحتر است . از اوست [ 3 ] :
اذا خلوت صفا ذهنى و عارضنى
هامش
[ 1 ] شرح حالى از او جز در اغانى 22 : 26 - 27 نيامده است .
[ 2 ] يك بار هم شرح حال او به نام احمد بن محمد بن ابراهيم بن خطاب آمد ، در شمارهء 176 . منابع در آنجا ذكر شده .
[ 3 ] حاصل معنى : زمانى كه با خود خلوت مىكنم ذهنم صفا مىگيرد و خاطرات چون برقهايى در تاريكى بر من مىگذرند . اگر آواز خران به گوشم آيد چيزى چون لكنت زبانگنگان بر من عارض گردد .