تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
سپس اسبان ديگر فوج فوج مىرسيدند . شاعران رجزگوى به مدح اسب او و ديگر اسبان رجزهايى را مىسرودند حفص اموى برجست و رجزى بلند و پر طنين در وصف اسب او برخواند . هشام را خوش آمد و سه هزار دينار و سه حلّه از وشى يمن و اسبى از اسبان پيشتاز را به او صله داد .

411 - حفص بن سليمان بن مغيرهء كوفى [ 1 ]

ابو عمرو كنيه داشت و پدرش ابو داود . به اسدى كوفى غاضرى [ 2 ] اشتهار داشت . و نيز او را بزّاز مىگفتند . قارى قرآن بود . راوى عاصم بن ابى النّجود . وى ربيب عاصم بود ، يعنى فرزند زوجهء او . حفص گويد عاصم مرا گفت : قرائتى كه به تو آموخته‌ام خود آن را از ابو عبد الرحمن سلمى آموخته‌ام و او از على ( ع ) آموخته و آنچه را بر ابو بكر بن عيّاش قرائت كرده‌ام ، آن را از زرّ بن حبيش آموخته‌ام و او از ابن مسعود آموخته است . حفص در سال 90 متولد شد و در بغداد زيستن گرفت و مردم را قرآن مىآموخت . قرائت او قرائت عاصم بود . سپس در مكه مجاور شد و در آنجا نيز به مردم قرآن مىآموخت . يحيى بن معين گويد كه روايت صحيح از قرائت عاصم ، روايت حفص است و او از هركس ديگر به قرائت عاصم آگاه‌تر بود و از حيث صحت و ضبط بر شيعه ترجيح داشت . حفص بن سليمان به سال 180 وفات كرد .

412 - حفص بن عمر بن عبد العزيز بن صهبان [ 3 ]

برخى به جاى صهبان صهيب گفته‌اند . وى ابو عمر دورى ازدى بغدادى بود . از قاريان قرآن بود ، نحوى و نابينا . در سامراء مىزيست . راوى ابو عمر و كسائى بود . در زمان خود امام قرّاء و شيخ عراق بود . در طلب قراءات به سفر رفت . نزد ابو عمرو بن العلاء و كسائى قرآن خواند و از آن دو روايت نمود . ادب عرب را از ابو محمد يحيى بن مبارك يزيدى فرا گرفت . ابو داود گويد : احمد بن حنبل را ديدم كه از آثار ابو عمر دورى مىنوشت . از
هامش
[ 1 ] الفهرست : 31 ، تاريخ بغداد 8 : 186 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 254 ، تهذيب التهذيب 2 : 400 ، ميزان الاعتدال 1 : 558 ، الوافى 13 : 98 . [ 2 ] م : فاخرى . [ 3 ] الفهرست : 287 ، تاريخ بغداد 8 : 203 ، ميزان الاعتدال 1 : 566 ، سير الذهبى 11 : 541 ، العبر 1 : 446 ، تذكرة الحفّاظ : 406 ، طبقات الداودى 1 : 162 ، طبقات ابن الجزرى 1 : 255 ، تهذيب التهذيب 2 : 408 ، الوافى 13 : 102 ، نكت الهميان : 146 ، النجوم الزاهرة 2 : 323 ، شذرات الذهب 2 : 111 .