تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
مادريش بود . ابن فهم ، در روايت ، از ثقات و عدول بود . در رصافه مىزيست . قاضى احمد بن كامل گويد كه از حسين بن فهم شنيدم كه مىگفت : كه اگر من مرتكب سه كار شدم شهادت دهيد كه ديوانه‌ام : شهادت در نزد حاكم ، حديث گفتن براى عوام و قبول وديعه .

399 - حسين بن محمد بن حسين بن سهلويه كاتب [ 1 ]

اصفهانى بود و ابو العلاء كنيه داشت . يكى از اصحاب صاحب بن عبّاد بود . در كتابى كه به نام اجناس الجواهر تصنيف كرده دربارهء خود گويد : ابو الفرج ببغاء شاعر گفت كه سيف الدوله بر سبيل امتحان مرا گفت كه نامه‌اى به كسى بنويسم كه مادرش شوهر كرده و اين كار را تحسين كنم و گفت در حضور او و ارتجالا بنويسم . و من آن نامه را برفور نوشتم . ابن سهلويه گويد چون از بغداد به رى آمدم ، نامه را به صاحب ، كافى الكفاه نشان دادم در او نظر كرد و گفت الفاظش سست و عباراتش ضعيف است . سپس به جماعتى از كاتبانش بر سبيل امتحان گفت : به كس ديگرى نامه‌اى بنويسيد كه به ضرورت مادرش با مرد ديگرى ازدواج كرده است . كاتبان از نوشتن عاجز آمدند . من چنان نامه‌اى را كه او اقتراح كرده بود نوشتم و عرضه داشتم . بخواند ، در شگفت شد و مرا بستود . چون صاحب وفات كرد ابن سهلويه قصيده‌اى در مرثيهء او سرود و در آن گفت [ 2 ] :
ما متّ وحدك لا بل مات من ولدت * حوّاء طرا بل الدنيا بل الدين تبكى عليك العطايا و الصلات كما * تبكى عليك الرعايا و السلاطين قام السعاة و كان الخوف اقعدهم * و استيقظوا بعد ما نام السلاطين
هامش
[ 1 ] اين شرح حال در المختصر آمده است . [ 2 ] حاصل معنى : تو تنها نمردى بلكه همهء فرزندان حوا مردند ، بلكه همهء دنيا و دين . بخششها و جوايز بر تو مىگريند ، آن سان كه افراد رعيت بر تو مىگريند و هم پادشاهان . ساعيان كه از خوف تو در جاى خود نشسته بودند اينك برخاسته‌اند و چون پادشاهان به خواب رفتند ، بيدار شدند .