تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
اما ترى فيه الرّحيق الّذى * ختامه من خاله مسك
و نيز او را قصيده‌اى است در تسلّى خاطر معين الملك ابو المحاسن بن فضل الله به هنگام به خوارى افتادنش كه او را به صبر ترغيب مىكند .

385 - حسين بن عبد الله بن احمد [ 1 ]

امير ابو الفتح معروف به ابن ابى حصينهء معرّى ، اديب و شاعر . در سروج در نيمهء شعبان سال 457 وفات كرد . سبب تقدم و ترقى و رسيدنش به امارت آن بود كه امير تاج الدولة بن مرداس او را به سفارت نزد مستنصر عبيدى فرستاد ، در سال 437 . او مستنصر را به قصيده‌اى به اين مطلع [ 2 ] :
ظهر الهدى و تجمّل الاسلام * و ابن الرّسول خليفة و امام
ستايش كرد و در سال 450 قصيدهء ديگرى در مدح او سرود . مستنصر او را به امارت وعده داد و اين وعده را در سال 451 برآورده ساخت . و در ماه ربيع الآخر همان سال منشور امارت را از خليفه بستد و قصيدهء ديگرى در مدح وى انشا كرد ، به اين مطلع :
امّا الامام فقد و فى بمقاله [ 3 ] * صلّى الاله على الامام و آله
كسى كه او را در گرفتن اين منشور يارى نمود ، ابو على صدقة بن اسماعيل بن فهد كاتب بود كه امير ابو الفتح قصيده‌اى هم در مدح او سرود . و نيز اسد الدوله عطية بن صالح بن مرداس را در قصيده‌اى مدح كرد . چون از خواندن قصيده فراغت يافت ، امير اسد الدوله ، قاضى و شهود را فرا خواند و ملكى از املاك خود را به ملكيّت او در آورد و جايزه‌اى كرامندش داد . امير ابو الفتح با اين بخشش توانگر شد .
هامش
[ 1 ] مصورهء ابن عساكر 4 : 462 / 5 : 2 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 190 ، بغية الطلب 4 : 248 ، الوافى 12 : 82 ، الفوات 1 : 332 ، تاريخ ابن الوردى 1 : 365 . [ 2 ] پرچم هدايت آشكار شد و اسلام آراسته گرديد و فرزند پيامبر خليفه و پيشوا شد . [ 3 ] امام به گفتهء خود وفا نمود . درود خدا بر امام و خاندان او .