تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
ابو القاسم به ميان بنى الجرّاح رفت و آنها را به خلع حاكم تحريض نمود و عامل او بر بلاد شام ، يعنى منجوتكين ، را به قتل آورد . حاكم خبر يافت و دانست كه در دولت او خللى زاده خواهد شد پس براى او خط امان فرستاد . وزير ابو القاسم چون نامه برخواند در جواب نوشت : [ 1 ]
أ انشب كفّى فى الرحى ثم ارتجى * خلاصا لها ، انّى اذن لرقيع
و حاكم از دست يافتن به او مأيوس گرديد .

381 - حسين بن على بن حسين [ 2 ]

معروف به ابن خازن كاتب . ابو الفوارس كنيه داشت . صاحب خطى مليح و مشهور به زيبايى . در بغداد در درب حبيب زندگى مىكرد . در بازى نرد اشتهار داشت . در سال 502 به بيمارى سكته در گذشت . معروف است كه پانصد نسخه قرآن چه جامع و ربعه نوشته است و سه نسخه از كتاب بزرگ اغانى . از عجايب اينكه خانهء ابن خازن در درب حبيب را در سال 480 به هزار دينار مىخريدند ، راضى به فروش آن نشد . سپس خود مىخواست آن را به سيصد دينار بفروشد خريدار نيافت . پس از مرگش جزء حقوق بيت المال گرديد و آن را به ششصد و پنجاه دينار فروختند .

382 - حسين بن على بن وليد [ 3 ]

وى به ابن الحلّاب النحوى معروف بود . ابو غالب بن بشران نحوى كتاب الحماسه را به روايت ابو رياش احمد بن ابى هاشم ، از ابو المظفر انطاكى از ابو تمّام نزد او خواند .
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : آيا دستم را زير سنگ آسياب بگذارم و اميد خلاص داشته باشم . در اين حالت من احمقم . [ 2 ] المختصر و تاريخ ابن اثير 10 : 415 . گويد كه در سن هفتادسالگى وفات كرده . الوافى 12 : 440 ، وفيات الاعيان 2 : 191 ، كتاب الروضتين 1 : 29 ، البداية و النهاية 12 : 170 . [ 3 ] از المختصر و بنگريد به الوافى 13 : 15 ، بغية الوعاة 1 : 537 ( و گويد كه ابن النجار از او ياد كرده ) و نيز قفطى در ضمن شرح حال محمد بن احمد بن بشران 3 : 45 و گويد كه او يار و مصاحب ابو على فارسى بود . در منابع ديگر قصايد او در مدح عضد الدوله آمده است . بنگريد به روضات الجنّات 3 : 157 ، كه نگاهى گذرا بر آن دارد .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 474 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى