و للزنبور و البازى جميعا * لدى الطيران أجنحة و خفق
و لكن بين ما يصطاد باز * و ما يصطاده الزنبور فرق
377 - حسين بن عبد الرحمن غريبى كوفى [ 1 ]
وى بيشتر در طلب لغات و احاديث غريب بود و ، ازاينرو ، او را غريبى مىگفتند .
كنيهاش ابو على و راويهاى فصيح گفتار بود .
378 - حسين بن على باقطائى [ 2 ]
ابو عبد الله اخبارى كاتب ، در ماه شعبان سال 312 وفات كرد . او آگاهترين مردم به امور كتّاب و فرزندان ايشان و خاندانهايشان بود . به خط يكى از فضلا خواندم كه ابو على باقطائى گفت كه شب هنگام از بستانم بازمىگشتم ، در عباسه مردى را ديدم كه نشسته بود . نيك نگريستم مانى ديوانه بود . وقتى به كنارش رسيدم بر من سلام كرد و از جاى جست و عنان مركبم را گرفت و گفت : نام زوجهء پيامبر ( ص ) چه بود ؟ گفتم يا ابا الحسن كدام يك را مىگويى گفت : آنكه بر آن مركب گردن دراز سوار شد ؟ گفتم : نامش عايشه بود . گفت اينها را كه مىگويم به خاطر بسپار . گفتم : بگوى . گفت [ 3 ] :
ركبت امّنا البعير و قالت * اضربوا بالسيوف وجه الوصىّ
قاتلوا الطاهر المطهّر قدما * و اطعنوا بالرّماح وجه علىّ
أ تراها روت احاديث فى ذاك * عن الصّادق الصّدوق النبىّ
هامش
[ 1 ] از شرح حال او همين در المختصر آمده است . در البصائر 2 : 149 نسبت او تصحيف شده و القدسى الكوفى آمده است .
[ 2 ] ياقوت در معجم البلدان ( 1 : 476 در مادهء باقطا ) گويد : باقطا از قراء بغداد است ، در سه فرسنگى از ناحيه قطربل . حسين بن على كاتب منسوب به آن است . ذكر او در معجم الادبا آوردهام . سمعانى و ابن اثير اين نسبت را نياوردهاند . شرح حال از المختصر است .
[ 3 ] حاصل معنى : مادر ما ( عايشه ام المؤمنين ) بر اشتر سوار شد و گفت شمشير بر روى وصى پيامبر بزنيد . با آن مرد طاهر و مطهر بجنگيد و نيزه بر روى على زنيد . آيا احاديثى را كه در شأن على از آن پيامبر راستگو روايت كرده شنيدهاى ؟ از كسى كه راز جهان را مىداند كردار بدكار گناهكار پوشيده نيست .