376 - حسين بن عبد الله بن رواحة [ 1 ]
ابو على انصارى حموى ، اديب و فقيه و شاعر توانا . در حماة متولد شد و در آنجا پرورش يافت و به دمشق رخت كشيد و زمانى دراز در آنجا درنگ كرد و به فقه اشتغال داشت .
حديث را از حافظ ابو القاسم بن عساكر فرا گرفت و از عمّ خود و از ديگران . سپس به مصر رفت و در آنجا ، در اسكندريه ، سماع حديث نمود ، آنگاه به دمشق بازگشت و در واقعهء مرج عكّا حضور يافت و در آنجا كشته شد ، در روز چهار شنبهاى از ماه شعبان سال 585 . او را قصيدهاى است كه در آن به الملك الناصر صلاح الدين بن ايوب عيد اضحاى سال 572 را تهنيت گفته است و در آن روزها سلطان در مرج ناقوس خرگاه برپا كرده بود .
و از جمله از شكست فرنگان و پيروزى او ياد كرده است . و نيز قصيدهاى غرّا در رثاى حافظ ابو القاسم بن عساكر سرود و آن را در سال 571 در جامع دمشق قرائت كرد . او در اين قصيده به ذكر فضائل ابن عساكر پرداخته . و از اوست [ 2 ] :
ان كان يحلو لديك قتلى * فزد من الهجر فى عذابى
عسى يطيل الوقوف بينى * و بينك الله فى الحساب
و نيز او راست [ 3 ] :
لاموا عليك و ما دروا * انّ الهوى سبب السعادة
ان كان وصل فالمنى * ان كان هجر فالشّهادة
و نيز از اوست : [ 4 ]
هامش
[ 1 ] تهذيب ابن عساكر 4 : 305 ، خريدة القصر ( قسم الشام ) 1 : 481 ، الوافى 12 : 413 ، الفوات 1 : 376 و نيز بنگريد به المقفى .
[ 2 ] حاصل معنى : اگر كشتن من تو را خوش مىآيد پس با هجران خود به رنج من بيفزاى شايد در روز حساب خداوند وقوف ميان من و تو را طولانى كند .
[ 3 ] حاصل معنى : تو را ملامت كردند و ندانستند كه عشق سبب خوشبختى است . اگر وصال باشد رسيدن به آرزوهاست و اگر هجران باشد كه شهادت است .
[ 4 ] حاصل معنى : زنبور و باز را هر دو به هنگام پرواز بالهايى است و بال زدنهايى ، ولى ميان آنچه باز صيد مىكند و آنچه زنبور صيد مىكند فرق است .