عذير و ان انا لم اعتذر * و قد رفع الله اقلامه
عن ابن ثمانين دون البشر * و انّى لمن اسراء الاله
فى الارض نصب حروب القدر
مؤلف گويد : اشارت سخن او به اين حديث است كه ابن قتيبة در غريب الحديث روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : چون بندهء خدا به هشتادسالگى رسد اسير خدا در زمين است حسناتش نوشته مىشود سيئاتش زدوده مىگردند . از اوست [ 1 ] :
وصف البدر حسن وجهك حتّى * خلت انّى و ما اراك اراكا
و اذا ما تنفّس النّرجس الغضّ * توهّمته نسيم شذاكا
و نيز گويد [ 2 ] :
الا انّما الدنيا وصال حبيب * و اخذك من مشمولة بنصيب
و لم ار فى الدنيا كخلوة عاشق * و بذلة معشوق و نوم رقيب
او را قصيدهاى است در مدح حسن بن سهل و قصيدهاى در تهنيت خلافت واثق .
374 - حسين بن عبد الله بن سينا [ 3 ]
ابو على ، فيلسوف ، در ششم شعبان سال 428 در پنجاه و هشتسالگى وفات كرد . يار و مصاحب او ابو عبيد جوزجانى از او حكايت مىكند كه گفت : پدرم از مردم بلخ بود كه رخت به بخارا كشيد و در ايام نوح بن منصور سامانى و در خرميثن در زمرهء عمال او درآمد . و از روستايى مجاور به نام افشنه زن گرفت و من در آنجا به دنيا آمدم . سپس به بخارا رفتيم . در بخارا قرآن و علوم ادبى آموختم . در دهسالگى قرآن را حفظ كردم . در اين اوان ابو عبد الله ناتلى نزد ما آمد . او مدعى دانستن فلسفه بود . پيش از آمدن او من به
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : ماه تمام وصف زيبايى روى تو كرد آن سان كه پنداشتم كه تو را كه نمىبينمت مىبينم . چون نرگس سيراب بدمد پندارم كه رايحهء خوش توست كه نسيم مىآورد .
[ 2 ] حاصل معنى : هان جز اين نيست كه دنيا وصال معشوق است و بهره برگرفتنت از بادهاى خنك . در دنيا چيزى چون خلوت عاشق نيست و بخشايش معشوق و به خواب رفتن رقيب .
[ 3 ] عيون الانباء 2 : 1 - 20 ، تاريخ الحكماء : 413 ، ابن خلكان 2 : 157 ، الجواهر المضيئة 1 : 195 ، البداية و النهاية 12 : 42 ، لسان الميزان 2 : 291 ، الوافى 12 : 391 ، النجوم الزاهرة 5 : 25 ، روضات الجنّات 3 : 170 .