371 - حسين بن حسن بن واسانى [ 1 ]
ابو القاسم واسانى دمشقى به سال 394 در گذشت . شاعرى توانا بود . در هجو تفوق يافت . او در زمان خود همانند ابن رومى در زمان خود بود . به سبب عداوتى كه ميان او و ابن قزّاز بود در هجو او فراوان شعر سروده و اين هجوها سبب عزل واسانى از كارش گرديد .
يكى از بهترين قصايدش قصيدهاى است نونيّه ، در وصف دعوتى كه در خمرايا ، از قراء دمشق ، به عمل آورد ، بدين مطلع [ 2 ] :
من لعين تجود بالهملان * و لقلب مدله حيران ؟
اين قصيده ( كه 137 بيت آن ذكر شده ) در نهايت استادى سروده شده و شاعر مقاصد خود را به نيكوترين وجهى در آن بيان داشته . او را قصيدهء ديگرى است در هجو ابو الفضل يوسف بن على در حدود صد و چهل بيت كه در آن سخنان مستهجنى كه گفتن آنها در خور ادبا نيست فراوان آمده و اين قصيده سبب عزل او از شغلش شد .
بدين مطلع :
يا اهل جيرون هل اسامركم * اذا استقلّت كواكب الحمل [ 3 ]
372 - حسين بن سعد بن حسين آمدى [ 4 ]
ابو على كنيه داشت . لغتشناس و شاعر و اديب بود . در شب پنجشنبهء پنجم ربيع الآخر سال 444 در گذشت . در آمد به دنيا آمده بود و در آنجا رشد كرده بود . سپس به بغداد آمد و از ابو يعلى فرّاء و ابو طالب بن غيلان علم آموخت و نيز در شام از جمعى از علماى آن ديار بهرهمند شد . سپس به اصفهان رفت و در آنجا وطن گزيد و در همان جا وفات كرد و به خاك سپرده شد . او را تأليفاتى است . از لطائف اشعار اوست [ 5 ] :
توهّم واشينا بليل مزاره
هامش
[ 1 ] اليتيمه 1 : 351 ( در آنجا حسين بن حسين بن واسانه ) ، جمهرة الاسلام : 158 ( در آنجا حسن بن محمد ) .
[ 2 ] حاصل معنى : كيست براى چشمى كه با ريزش سرشك جود مىكند و براى دلى كه آشفته و حيران است ؟
[ 3 ] حاصل معنى : اى مردم جيرون آنگاه كه ستارگان حمل غايب شوند آيا به افسانه سرايى با شما بپردازم ؟
[ 4 ] انباه الرواة 1 : 323 ، الوافى 12 : 368 ، بغية الوعاة 1 : 533 و صفدى و قفطى گفتهاند كه وفات او در سال 499 بوده .
[ 5 ] حاصل معنى : سخن چين ما شب ديدار ما را به توهّم دريافت و كوشيد كه ميان ما جدايى افكند . من او را در آغوش كشيدم چنان كه يكى شديم و چون او بيامد جز يك تن نديد .