فهمّ ليسعى بيننا بالتباعد * فعانقته حتى اتّحدنا تعانقا
فلمّا اتانا ما رأى غير واحد
373 - حسين بن ضحّاك بن ياسر بصرى [ 1 ]
ابو على معروف به خليع . اصلش از خراسان بود و از موالى فرزندان سلمان بن ربيعهء باهلى . در بصره زاده شد و در آنجا پرورش يافت . وى شاعرى است لذّت جوى و شاد خوار . ازاينرو ، او را خليع ( بى بند و بار ) لقب دادهاند . حسين بن ضحاك از شعراى طبقهء اول و نيز از شعراى عهد عباسى است . در سال 162 متولد شده و در بغداد به سال 250 در گذشته است . كلامى شيرين و تعبيراتى مليح دارد . ابو نواس در خمريات خود از معانى شعر او بهره برده است . غزلهايش بسيارند و همه زيبا و پسنديده . از آنگونه شاعرانى است كه قريحهء سرشارشان آنان را از تكلّف به دور داشته .
حسين بن ضحاك به خلفاى بنى عباس پيوست و منصب منادمت ايشان يافت .
نخستين بار در سال 198 يعنى همان سالى كه امين كشته شد به منادمت و مجالست او درآمد . پس از او رابطهاش با ديگر خلفا استوار بود تا آنگاه كه در زمان مستعين يا منتصر ديده بر جهان فرو بست .
چون مأمون از خراسان به بغداد شد ، فرمود نام اهل ادب را بنويسند تا آنها را به مجالست و گفتگوى شبانه برگزيند . حسين بن ضحاك را هم نام بردند . چون به نام او رسيد پرسيد اين همان كسى نيست كه براى امين سروده است [ 2 ] :
هلّا بقيت لسدّ فاقتنا * ابدا و كان لغيرك التّلف
و لقد خلفت خلائفا سلفوا * و لسوف يعوز بعدك الخلف
ما را به دو نيازى نيست . و او مرا جز به هنگام بيرون شدن و در راه نخواهد ديد . ولى او را به سبب هجا و كنايهاى كه در شعرش آمده بود معاقبت نكرد . حسين به بصره رفت و
هامش
[ 1 ] الاغانى 7 : 143 ، تاريخ بغداد 8 : 54 ، ابن خلكان 2 : 162 ، مصورة ابن عساكر 4 : 627 ، تهذيب ابن عساكر 4 : 300 ، الوافى 12 : 379 ، الشذرات 2 : 123 .
[ 2 ] حاصل معنى : چرا نماندى تا راه فقر و فاقهء ما را تا ابد بربندى و هلاكت نصيب جز تويى باشد ؟ تو جانشين خليفههايى شدى كه پيش از اين بودند و زودا كه جانشين تو نيز به هلاكت خواهد رسيد .