دارند . ابن خالويه در حلب به سال 370 وفات كرد . و از اوست [ 1 ] :
اذا لم يكن صدر المجالس سيّدا * فلا خير فيمن صدّرته المجالس
و كم قائل ما لى رأيتك راجلا * فقلت له من اجل انّك فارس
367 - حسين ابن احمد بن يعقوب بن يوسف [ 2 ]
معروف به ابن دمينه ، مصنف كتاب الاكليل ، كه در انساب حمير است و ايام ملوك آن .
كتابى عظيم القدر و پرفايده است مشتمل بر ده فن : فن اول در اصول انساب عرب و عجم و انساب فرزندان حمير ، فن دوم در نسب فرزندان هميسع بن حمير ، فن سوم در فضائل قحطان تا عهد ابو كرب اسعد كامل كه همان اوسط است ، فن پنجم از عهد ابو كرب تا عهد ذو نواس ، فن ششم از عهد ذو نواس تا عهد اسلام ، فن هفتم در تنبيه بر اخبار باطله و حكايات مستحيله ، فن هشتم در ذكر قصور حمير و فرمانروايى و جنگهايشان ، فن دهم در معاريف همدان . در اثناى اين كتاب مطالب جالبى از حساب قرانات و اوقات آنها آمده است و نيز مطالبى در علم طبيعت و احكام نجوم و آراء اوائل در قدم و حدوث عالم و اختلاف آنان در ادوار عالم و زاد و ولد مردم و مقدار عمر ايشان و غيره . او را جز اين ، آثار نيكوى ديگر است . به سال 334 در گذشت .
368 - حسين بن احمد زوزنى نحوى نابينا [ 3 ]
ابو عبد الله كنيه داشت . او را قاضى خطاب مىكردند . در سال 486 در گذشت . از آثار اوست : كتاب المصادر ، كتاب القانون فى علم الاصول ، كتاب شرح نحو ابى الحسن
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : اگر در صدر مجالس سيد و سرورى ننشسته باشد پس خيرى در كسانى كه بر صدر مجالس نشستهاند نيست . مرا گفت : چرا تو را پياده مىبينم گفتم بدان سبب كه تو سوار هستى .
[ 2 ] پيش از اين در شمارههاى 301 و 302 از حسن بن احمد بن يعقوب ياد كرديم كه در اينجا به نام « حسين بن احمد » آمده است . در اينجا محتويات كتاب الاكليل را نقل كرده ولى فن نهم را ، كه متضمن نقوش است ، فراموش كرده . البته به اين علت است كه ناسخان نتوانستهاند آن نقوش را بنگارند . همچنين از محتويات بخش چهارم هم غفلت ورزيده .
[ 3 ] شرح حال زوزنى در المختصر آمده و صفدى در نكت الهميان شرح حال او را نياورده است .